تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله توضيح المسائل (فارسى) — صفحة 304

مساهمون:

ص٣٠٤
مسأله 1861 - اگر در شهر انسان سيّد مستحقّى نباشد و احتمال هم ندهد كه پيدا شود ، يا نگهدارى خمس تا پيدا شدن مستحقّ ممكن نباشد ، بايد خمس را به شهر ديگر ببرد و به مستحقّ برساند ونمىتواند مخارج بردن آن را از خمس بردارد و اگر خمس از بين برود ، چنانچه در نگهدارى آن كوتاهى كرده ، بايد عوض آن را بدهد و اگر كوتاهى نكرده ، چيزى بر او واجب نيست . مسأله 1862 - هرگاه در شهر خودش مستحقّى نباشد ولى احتمال دهد كه پيدا شود اگرچه نگهدارى خمس تا پيدا شدن مستحقّ ممكن باشد ، مىتواند خمس را به شهر ديگر ببرد و چنانچه در نگهدارى آن كوتاهى نكند و تلف شود ، نبايد چيزى بدهد ولى نمىتواند مخارج بردن آن را از خمس بردارد . مسأله 1863 - اگر در شهر خودش مستحقّ پيدا شود ، باز هم مىتواند خمس را به شهر ديگر ببرد و به مستحقّ برساند ولى مخارج بردن آن را بايد از خودش بدهد و در صورتى كه خمس از بين برود ، اگرچه در نگهدارى آن كوتاهى نكرده باشد ضامن است . مسأله 1864 - اگر با اذن حاكم شرع خمس را به شهر ديگر ببرد ، و از بين برود لازم نيست دوباره خمس بدهد و همچنين است اگر به كسى بدهد كه ازطرف حاكم شرع وكيل بوده كه خمس را بگيرد و از آن شهر به شهر ديگرببرد . مسأله 1865 - اگر خمس را از خود مال ندهد و از جنس ديگر بدهد ، بايد به قيمت واقعى آن جنس حساب كند و چنانچه گرانتر از قيمت حساب كند ، اگرچه مستحقّ به آن قيمت راضى شده باشد ، بايد مقدارى را كه زياد حساب كرده بدهد . مسأله 1866 - كسى كه از مستحقّ طلبكار است وميخواهد طلب خود را بابت خمس حساب كند ، بنابر احتياط واجب بايد خمس او را به او بدهد و بعد مستحقّ بابت بدهى خود به او برگرداند . مسأله 1867 - مستحقّ نمىتواند خمس را بگيرد و به مالك ببخشد ، ولى كسى كه مقدار زيادى خمس بدهكار است و فقير شده وميخواهد مديون اهل خمس نباشد اگر مستحقّ راضى شود كه خمس را از او بگيرد و به او ببخشد ، اشكال ندارد .
رساله توضيح المسائل (فارسى) — صفحة 304 | السيد محمد علي العلوي الگرگاني