زمين يا از مال ديگرش بدهد و نيز اگر خانه و دكّان و مانند اينها را از مسلمان بخرد ، بايد خمس زمين آن را بدهد اگر هر آينه معامله بر زمين آنها مستقلًا واقع شده باشد ، و امّا اگر معامله بر عنوان خانه و دكّان باشد ، خمس آنها بر او واجب نيست و در دادن اين خمس قصد قربت لازم نيست ، بلكه حاكم شرع هم كه خمس را از او مىگيرد ، لازم نيست قصد قربت نمايد .
مسأله 1846 - اگر كافر ذمّى زمينى را كه از مسلمان خريده به مسلمان ديگرى هم بفروشد ، بايد خمس آن را بدهد و نيز اگر بميرد و مسلمانى آن زمين را از او ارث ببرد ، بايد خمس آن را از همان زمين يا از مال ديگرش بدهند .
مسأله 1847 - اگر كافر ذمّى موقع خريدن زمين شرط كند كه خمس ندهد يا شرط كند كه فروشنده خمس آن را بدهد ، شرط او صحيح نيست و بايد خمس را بدهد ولى اگر شرط كند كه فروشنده مقدار خمس را از طرف او به صاحبان خمس بدهد ، اشكال ندارد ولى حقّ خمس از زمين ساقط نمىشود مگر بعد از دادن خمس .
مسأله 1848 - اگر مسلمان زمينى را به غير خريد و فروش ملك ذمّى كافر كند و عوض آن را بگيرد مثلًا با او صلح نمايد ، لزوم خمس بر كافر ذمّى بنابر احتياط است .
مسأله 1849 - اگر كافر ذمّى صغير باشد و ولىّ او برايش زمينى بخرد ، بايد خمس آن را بدهد .
مصرف خمس
مسأله 1850 - خمس را بايد دو قسمت كنند : يك قسمت آن سهم سادات است و بايد به سيّد فقير ، يا سيّد يتيم ، يا به سيّدى كه در سفر درمانده بدهند و نصف ديگر آن سهم امام عليه السلام است كه در اين زمان بايد به مجتهد جامع الشرائط بدهند ، يا به مصرفىكه او اجازه مىدهد برسانند ولى اگر انسان بخواهد سهم امام را به مجتهدىكه از او تقليد نمىكند بدهد ، در صورتى كه بداند آن مجتهد و مجتهدى كه از او تقليد مىكند ، سهم امام را به يك طور مصرف مىكنند ، مىشود به او پرداخت كرد .