« سرورم ! من گاهى توفيق تشرف به خدمتتان را پيدا مىكنم و گاهى نه و برايم رسيدن به شما ممكن نيست ، پس سخن كه را بپذيريم ؟ و فرمان چه كسى را اطاعت نماييم ؟ » فرمود : « ابوعَمرو ، انسان مورد اعتماد و امانتدارى است و هر چه او برايتان مىگويد ، آن را از من نقل مىكند و آنچه برايتان مىرساند ، از جانب من مىرساند » .
هنگامى كه امام هادى عليه السلام درگذشت . يكى از روزها نزد فرزندش امام عسكرى عليه السلام رسيدم و به او ، همانند سخن خود به پدرش را گفتم . پس به من فرمود : « ابوعمرو ، فرد مورد اعتماد و امين گذشته ( هم اكنون نيز ) مورد اعتماد من در زندگى و مرگ است ، پس گفتههاى او ، گفتههاى من است و آنچه به شما مىرساند ، از سوى من مىباشد » . « 1 » 2 . محمّد بن اسماعيل و على بن عبداللَّه حسنيان روايت نمودهاند : « در سامرّا ، نزد امام عسكرى عليه السلام رفتيم ، در حالى كه عدّهاى از دوستداران و شيعيانش در نزدش بودند تا آنكه خادمش بدر ، به نزد ايشان آمد و گفت : « مولاى من ! پشت درب ، عدّهاى با موهاى دراز و چهرههايى غبار آلود هستند » . فرمود : « آنان چند نفر از شيعيان ما از يمن هستند » . سپس به بدر فرمود : « برو و عثمان بن سعيد عمرى را بياور » . مدّتى نگذشت كه عثمان داخل شد و امام عسكرى عليه السلام به او فرمود : « برو ، اى عثمان كه تو وكيل ، مورد اعتماد و امانتدار مال خداوند هستى و از آن افراد يمنى ، اموال را تحويل بگير » . سپس ما همگى گفتيم : « اى مولاى ما ! به خدا قسم كه حقيقتاً عثمان از برگزيدگان شيعيانت است و مقام او را در نزد ما روشنتر ساختى كه او وكيل و مورد اعتماد شما بر اموال خداوند مىباشد » . فرمود : « آرى و شاهد باشيد كه عثمان بن سعيد عمرى وكيل من است و فرزندش محمّد ، وكيل فرزندم مهدى عليه السلام
هامش
( 1 ) . غيبت شيخ طوسى ، ص 355 .