هامش
روشن مىشود و اين مسئله از اسرار الهى است ؛ بنابراين صحيح اين است كه بگوييم ، علّت اصلى غيبت ايشان بر ما پوشيده و مخفى است و آن گونه كه بايد و شايد معلوم نمىگردد ؛ مگر پس از ظهور آن حضرت ، البته بعضى از فوايد و مصالحى در كار است كه براى ما معلوم مىباشند . يكى از آنها ، امتحان كردن بندگان به وسيله غيبت و معلوم شدن مرتبه و درجه مسلمانى و شناخت و ايمان آنها به آنچه خدا بر پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله وحى كرده مىباشد كه اين امتحان ، يكى از سنن الهى است ؛ بلكه اصلًا آفرينش مردم و فرستادن پيامبران و نازل كردن كتب براى امتحان مردم بوده است و خداوند در قرآن مىفرمايد : إِنّا خَلَقْنَا اْلإِنْسانَ مِنْ نُطْفَةٍ أَمْشاجٍ نَبْتَليهِ ؛ ما انسان را از نطفهاى آفريديم تا او را امتحان و آزمايش كنيم .
در آيهاى ديگر مىفرمايد : الّذى خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَياةَ لِيَبْلُوَكُمْ أَيّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا ؛ خداوند كسى است كه مرگ و زندگى را آفريد تا شما را بيازمايد كه نيكوكارترين شما چه كسى است ؟
خداوند مىفرمايد : أَحَسِبَ النّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنّا وَ هُمْ لا يُفْتَنُونَ ؛ مردم گمان مىكنند ، همين كه با زبان خويش بگويند ، ايمان آورديم ؛ كفايت مىكند و ديگر امتحان و آزمايش نمىشوند .
از احاديثى كه در اين كتاب به آنها آگاهى پيدا كردى ، فهميده مىشود كه آزمايش شدن به وسيله غيبت حضرت مهدى عليه السلام از شديدترين و سختترين امتحانات است و كسى كه بخواهد در زمان غيبت ، دين خود را حفظ كند ، همانند كسى است كه با دست ، خارهاى چوب را بكند و نيز علاوه بر اين ، در خود ، تصديق و ايمان و باور قلبى به آنچه پيامبر صلى الله عليه و آله از آن خبر داده ، امتحان و رياضت خاصى است و موجب صفاى درون و قوى شدن دين مىگردد ؛ پس امتحان خدا ، مردم را به وسيله غيبت عملى و ايمانى و علمى مىباشد .
اما عملى : زيرا در زمان غيبت ، فتنهها وبلاهاى شديد و بسيارى روى مىدهد ، به گونهاى كه سختترين كارها ، حفظ دين خواهد بود .
اما علمى و ايمانى : زيرا اين مسئله ، ايمان به امرى غيبى است و تنها كسى كه ايمانش كامل ، معرفتش قوى و نيّتش خالص باشد ، به آن ايمان مىآورد . حاصل كلام اينكه مردم در مورد ايمان به خدا و آنچه نبى اكرم صلى الله عليه و آله از آن خبر داده است ، مورد امتحان قرار مىگيرند ، ولى امتحان با امور غيبى سختتر است و خداوند در قرآن اين گونه ، مؤمنين را توصيف كرده است : ذلِكَ الْكِتابُ لا رَيْبَ فيهِ هُدًى لِلْمُتّقينَ الّذينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ الآيات ؛ اين كتاب كه هيچ شكّى در آن نمىباشد ، مايهء هدايت پرهيزكاران است ، كسانى كه ايمان به غيب دارند .