راوى حديث آن را اضافه كرده است .
احتمال ديگرى هم وجود دارد كه اين قسمت از حديث را اهل سياست و رياست به حديث اضافه كرده باشند ؛ زيرا احاديث در تأسيس حكومتها و موفق بودن سياستها نقش بزرگى داشتهاند و به همين دليل رؤساى حكومتها ، حتى دستور به جعل احاديث مىدادند تا به وسيله آن احاديث ، دلهاى مردم رابه سوى حكومت خويش جلب نمايند . شاهد اين گفته ما ، رفتار معاويه و شدت عمل و برخورد او با كسانى بود كه فضايل و مناقب على عليه السلام را روايت مىكردند و دادن جايزه از طرف او به كسانى كه در نكوهش على عليه السلام و اهل بيت عليهم السلام احاديثى را جعل مىكردند و يا در مدح عثمان و ديگر سران بنى اميه احاديثى را جعل مىنمودند و بندگان زر و سيم و دنيايى همچون ابوهريره را براى اين كار اجير كرده بود و در ابتداى حكومت بنىعباس هم ، وضع به همين گونه بود و جاعلين احاديث به امر آنها يا براى تقرب به آنها احاديثى را جعل كردند و سياستها ، اعمال و رفتار آنها را با آن احاديث جعلى تأييد كردند .
از مسائلى كه عباسيون براى اينكه حكومت نامشروع خويش را بر پايه دينى استوار كرده باشند ، به آن تمسك پيدا كردند ، بشارتهايى بود كه در زمينه حضرت مهدى عليه السلام وارد شده بود .
با اين توضيحات بعيد نيست كه اين جمله « اسم ابيه اسم ابى » براى تقويت و تأييد حكومت محمّد بن عبداللَّه منصور عباسى كه ملقب به مهدى بوده ، به اين حديث اضافه شده باشد و يا براى تأييد محمّد بن عبداللَّه بن حسن كه ملقب به نفس زكيه بوده ، جعل شده باشد .
به نظر من اين احتمال ، خيلى قوى است . بعضى از مورخان همانند صاحب فخرى در كتاب « آداب السلطانيه و الدول الاسلاميه » گفتهاند كه عبداللَّه ، در قلب و دل بعضى از مردم اين گونه القا كرده بود كه فرزند او محمّد ، همان مهدى موعود
سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى) — صفحة 241
مساهمون: الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
ص٢٤١