تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى) — صفحة 238

مساهمون:

ص٢٣٨
در آن دچار سرگردانى شوند و باطل جويان ( اهل باطل ) در آن هلاك گردند و كسانى كه براى ظهورش ، وقت معين نمايند ، دروغ مىگويند . او سپس ظهور مىكند و گويا پرچم‌هاى سفيدى كه بالاى سر او در نجف ( پشت ) كوفه تكان مىخورند را مىبينم » . « 1 » 3 . احمد بن اسحاق اشعرى گفت : نزد امام حسن عسكرى عليه السلام رفتم و قصد داشتم از امام پس از ايشان سؤال كنم كه امام عليه السلام ابتدا به من فرمود : « اى احمد بن اسحاق ! خداى بزرگ از هنگام خلقت حضرت آدم عليه السلام زمين را از حجت خود خالى نگذاشته و تا روز قيامت هم خالى نخواهد گذاشت . حجتى كه به سبب او بلا را از زمين دفع مىكند و به سبب او باران بر زمين مىبارد و زمين ، بركات خود را خارج مىسازد » . عرض كردم : « يابن رسول خدا ! امام و خليفه پس از شما چه كسى است ؟ » امام عليه السلام با سرعت داخل خانه شد و سپس بيرون آمد در حالى كه كودكى روى دوش ايشان بود كه چهره‌اى بسيار نورانى و حدوداً سه ساله داشت ، به من فرمود : « اى احمد بن اسحاق ! اگر بزرگى و كرامت تو در پيش خدا ، در نزد ائمّه و حجج خدا نبود ، پسرم را به تو نشان نمىدادم . او هم نام رسول خدا صلى الله عليه و آله و هم كنيه اوست . او كسى است كه زمين را از عدل و داد پر مىكند ، همان‌گونه كه از ظلم و ستم پر شده است . اى احمد بن اسحاق ! مثل او در ميان اين امّت ، همانند خضر و ذىالقرنين ( در غيبت طولانى ) مىباشد ، او غيبتى دارد كه هيچ كسى از هلاكت در زمان غيبت نجات نمىيابد ، مگر كسى كه خدا او را در قول به امامت او ثابت قدم بدارد و او را موفق به دعا براى تعجيل فرج نمايد » . عرض كردم : « اى مولاى من ! آيا علامت
هامش
( 1 ) . كفاية الاثر ، ص 296 .