بود را ديدم كه آنها على بن ابىطالب عليه السلام ، دو نوهام و بعد از اينان نُه نفر ديگر بودند .
على ، على و على ، سه بار و محمّد و محمّد ، دو بار و جعفر ، موسى ، حسن و حجت كه از بين آنان مىدرخشيد ، بودند .
گفتم : اى پروردگارم ! آنان نامهاى چه كسانى است ؟ پروردگارم كه عظمتش بزرگ است ، به من ندا داد : « آنان ، سرپرستان و وصيّان از خاندانت هستند كه به وسيله آنان پاداش مىدهم و عذاب و عقوبت مىكنم » . « 1 » 6 . يزيد بن هارون مىگويد : با بزرگان و دانشمندانمان دربارهء عبدالقيس سخن مىگفتيم . از جمله اينكه به ابوايوب خالد انصارى گفتيم : « اگر چيزى از رسول خدا صلى الله عليه و آله در مورد على عليه السلام شنيدهاى ، به ما نيز بگو » .
او گفت : « از ايشان شنيدم كه فرمود : " على عليه السلام با حقّ است و حقّ با اوست و او امام و جانشين پس از من است ، با برداشت غلط از قرآن ، مبارزه مىكند ، آنگونه كه من در راه نزول قرآن مبارزه نمودم و دو فرزندش حسن و حسين عليهما السلام دو نوهام و امام هستند ، چه قيام كنند و چه قيام نكنند . پدر آنان برتر از آن دو است و امامان پس از حسين عليه السلام نُه نفر و از نسلش هستند كه قائم عليه السلام نيز از آنان است كه در آخرالزمان قيام مىكند ، همانطوركه من در اوّل آن قيام كردم و او قلعههاى گمراهى را فتح مىكند » .
گفتم : « اين نُه نفر چه كسانى هستند ؟ »
فرمود : « آنان امامان پس از حسين عليه السلام و نسل در نسل هستند » .
گفتيم : « رسول خدا صلى الله عليه و آله چند نفر را مشخص نمود كه پس از او ، امام باشند ؟ »
گفت : « دوازده نفر » . گفتيم : « آيا نام آنان را برد ؟ »
گفت : « بله » . ايشان فرمود : « هنگامى كه در شب معراج به آسمان برده شدم ،
هامش
( 1 ) . كفاية الاثر ، ص 74 .