يوشع بن نون » .
فرمود : « پس وصى و جانشين من پس از من ، على بن ابىطالب عليه السلام رهبر نيكان و قاتل كافران است . هر كس او را يارى كند ، على عليه السلام او را يارى مىنمايد و هر كس او را تنها گذارد ، على نيز عليه السلام او را تنها مىگذارد » .
گفتم : « اى رسول خدا ! امامان پس از تو چند نفرند ؟ » فرمود : « به تعداد جانشينان بنىاسرائيل كه نُه نفر از آنها از نسل حسين عليه السلام هستند . خداوند به آنان دانش و علم مرا عطا نموده و آنها گنجينههاى دانش الهى و معادن وحى هستند » .
گفتم : « پس فرزندان حسن عليه السلام چه مىشوند ؟ » فرمود : « خداوند تبارك و تعالى امامت را در نسل حسين عليه السلام قرار داد » . گفتم : « آيا آنان را برايم نام نمىبرى ؟ »
فرمود : « آرى ، هنگامى كه در شب معراج به آسمان برده شدم ، به پايه عرش نگاه كردم ؛ پس نوشتهاى نورانى را ديدم كه : خدايى جز خداى يگانه نيست ، محمّد صلى الله عليه و آله رسول خداست ، او را به وسيله على عليه السلام تأييد و نيرومند كرديم و يارىاش نموديم و نورهاى حسن و حسين و فاطمه و على ، على ، على و محمّد و محمّد و موسى و جعفر و حسن و حجت عليهم السلام را كه از ميان آنان همچون ستارهاى نورانى مىدرخشيد را ديدم . پس گفتم : « اى پروردگارم ! آنان كيستند كه نامهايشان را با نامت متصل ساختهاى ؟ »
فرمود : « اى محمّد ! آنان جانشينان و امامان پس از تو هستند ، آفرينش آنان از اصل توست . پس خوشا به حال كسانى كه آنها را دوست دارند و واى بر كسانى كه نسبت به آنان كينه و دشمنى ورزند . اى محمّد ! براى وجود آنان باران نازل مىشود و براى آنان پاداش و ثواب مىدهم ومجازات مىكنم » .
سپس رسول خدا صلى الله عليه و آله دستش را به سوى آسمان برد و دعاهايى فرمود :
« خداوندا ! دانش و فقاهت را در جانشينم ، و جانشين جانشينم ، در بازويم و در
سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى) — صفحة 176
مساهمون: الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
ص١٧٦