هرگاه پدرت شهيد شود ، حسن عليه السلام بعد از اوست ، وقتى حسن عليه السلام مسموم شد ، پس از او ، تو هستى ، هنگامى كه شهيد شدى ، على عليه السلام فرزندت خواهد بود ، هنگامى كه على عليه السلام شهيد شد ، محمّد پسرش خواهد آمد ، وقتى محمّد شهيد شد ، جعفر عليه السلام پسرش خواهد آمد ، هنگامى كه جعفر عليه السلام شهيد شد ، فرزندش موسى عليه السلام خواهد آمد ، هنگامى كه موسى عليه السلام شهيد شد ، فرزندش على عليه السلام خواهد آمد ، هنگامى كه على عليه السلام شهيد شد ، فرزندش محمّد عليه السلام خواهد آمد ، هنگامى كه محمّد عليه السلام شهيد شد ، فرزندش على عليه السلام خواهد آمد ، هنگامى كه على عليه السلام شهيد شد ، فرزندش حسن عليه السلام خواهد آمد و هنگامى كه حسن عليه السلام شهيد شد ، فرزندش مهدى قائم عليه السلام خواهد آمد و زمين را از عدل و داد پر خواهد كرد ، چنان كه از ظلم و ستم پر شده باشد » . « 1 » 4 . انس بن مالك مىگويد : من ، ابوذر ، سلمان ، زيدبن ثابت و زيدبن ارقم نزد پيامبر صلى الله عليه و آله بوديم كه حسن و حسين عليهما السلام داخل شدند ، پس رسول خدا صلى الله عليه و آله آن دو را بوسيد و ابوذر نيز برخاست و دستان آن دو بزرگوار را بوسيد . سپس بازگشت و با ما نشست ؛ پس به او پنهانى گفتيم : « اى ابوذر ! تو مردى سالخورده و از ياران رسول خدا صلى الله عليه و آله هستى ، براى دو پسر بچه از بنىهاشم برمىخيزى ، تعظيم مىكنى و دستانشان را مىبوسى ؟ »
گفت : « بله ، اگر آنچه درباره آن دو از رسول خدا صلى الله عليه و آله شنيدم را شما هم مىشنيديد ، با آنان بيشتر از آنچه من انجام دادم ، مىكرديد » .
گفتيم : « اى ابوذر ! چه شنيدهاى ؟ »
گفت : « از ايشان شنيدم كه به على عليه السلام و آن دو فرمود : " به خدا قسم ! اگر مردى
هامش
( 1 ) . كفاية الاثر ، ص 61 .