تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى) — صفحة 132

مساهمون:

ص١٣٢
يا به تعبير ديگر ، حقيقت « بداء » به معناى صحيح آن به گونه‌اى كه هم با علم مطلق خدا هماهنگى داشته باشد ، هم با منزّه بودن ذات بارى از هرگونه جهل مطابقت نمايد ، و هم موافق با نظر نادرست يهود و ساير منكران مسأله « بداء » كه قدرت حقّ را محدود مىدانند ، نباشد ، بايد به اين نحو توصيف شود كه بر طبق مقدّرات الهى ، اشياء هر يك داراى آثار خاصى مىباشند كه كارها بر طبق آن آثار ، به مقتضاى قضاى الهى وجود پيدا مىكنند . به عبارت ديگر ، تقدير الهى اين است كه مثلًا آتش خاصيّت سوزاندن داشته باشد ، ولى فعليّت اين خاصيّت - تحقق آن - به قضاى الهى است و از طرف ديگر يك سلسله اسباب غيبى مانند توكّل ، صدقه و دعا - كه امور غير عادى مادىاند - داريم كه هر كدام اثر خاصى دارند ، در مرحله عمل هر يك از آن علل مادى و معنوى - ظاهرى و غيبى - كه قوىتر باشد در تحقق امور مؤثر واقع مىشود و مقتضاى آن وجود پيدا مىكند ؛ مثلًا در بسيارى از موارد عليرغم وجود موانع ، صلهء رحم كه به عنوان يك عامل طول عمر مقدّر شده است بر همه عوامل ديگر پيروز مىشود و در نتيجه عمر فرد طولانى مىگردد ، لذا در روايت وارد شده است : « صلة الرحم تزيد في العمر و تدفع ميتة السوء » ؛ « 1 » [ « صلهء رحم عمر را طولانى ، و سختىهاى مرگ را بر طرف مىكند » . ] خلاصه حقيقت « بداء » اين است كه اسباب و مقتضيات منحصر در اسباب مادى نيست ، بلكه در كنار اسباب مادى يك سلسله اسباب غير مادى نيز بر حسب تقدير الهى در كارند . بر اين اساس بايد هم به اسباب غيبى ايمان داشت و هم به ارادهء الهى و اينكه
هامش
( 1 ) . بحارالأنوار ، ج 77 ، ص 172 .