تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى) — صفحة 131

مساهمون:

ص١٣١
البته بايد توجّه داشت كه موجبات اثبات حوادث در شرايط وجود موانع تحقق آنها در موارد مادى ، « بداء » خوانده نمىشود . تنها در مواردى كه امورى نظير صدقه و صله رحم و دعا در پيدايش و يا عدم پيدايش امرى دخالت داشته باشند به گونه‌اى كه بشر وجود يا عدم آن را از نظر علل ظاهرى قطعى بداند ، در اين موارد خلاف آن را « بداء » مىگويند . در حالى كه به ظاهر اين مورد دوم با اوّل چندان فرقى ندارد جز اينكه موضوعِ محو و اثبات در مسأله اوّل در امور محسوس است و براى بيشتر يا همهء افراد قابل درك مىباشد . ولى در مسألهء دوم در امور غير محسوس است ، لذا بيشتر يا اغلب افراد از درك آن عاجزند ، نوع دوم بر وجود و تأثير عالم غيب و وجود خدا بيشتر دلالت مىكند ، هرچند همه امور از او است . خلاصهء مفهوم « بداء » همان مفهومى است كه از اين آيه قرآن كه در ضمن آن خداى متعال عقيدهء باطل يهود را ردّ مىفرمايد ، به خوبى استفاده مىشود : وَقالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَلُعِنُوا بِما قالُوا بَلْ يَدَاهُ مَبْسُوطَتانِ يُنفِقُ كَيْفَ يَشَآءُ . . . ؛ « 1 » [ « و يهود گفتند : « دست خدا - با زنجير - بسته است » . دست‌هايشان بسته باد ! و به خاطر اين سخن ، از رحمت - الهى - دور شوند ! بلكه هر دو دستِ - قدرت - او ، گشاده است ، هرگونه بخواهد مىبخشد ! » . ] پس « بداء » به معناى صحيح آن ، نفى اين اعتقاد نادرست يهود است كه مىگويند : دست خدا از تصرف در امور بسته است ، به عبارت ديگر « بداء » معنايش باز بودن دست خدا و محدود نبودن قدرت مطلق اوست ، بدون اينكه اين امر با علم مطلق او منافات داشته باشد .
هامش
( 1 ) . سورهء مائده ، آيه 64 .