كرد ، اينها همه در نظام تربيتى اسلام جايگاه ويژه و مفهوم خاص خود را دارند .
هدف اسلام ساختن انسان الهى است ، نه انسان مال و نه انسان مقام و نه انسان ماشين و تكنولوژى و ساير مظاهر مادّى ؛ هدف انسانى است كه همه اينها را به طور صحيح و مشروع به خدمت كمال انسانى خود بگيرد كه همه مظاهر زندگى ، حتى جنگ او وجهه الهى داشته باشد .
« لِتَكُونَ كَلِمَةَ اللَّهِ هِيَ الْعُلْيا وَكَلِمَةَ الَّذِينَ كَفَرُوا السُّفْلى » .
امّا تجمّلگرايى همان است كه : هركس مىتواند نظاير آن را در خانههاى شمال بعضى شهرها و تزئينات ظاهر و داخل آنها ببيند .
حاصل سخن اين است كه : راهها مشخص است و عرف مسلمان معناى لفظ زهد و قناعت و حرص و تكاثر و تجمل و اسراف و تبذير و موارد ديگر را تشخيص مىدهد و از مظاهر زندگى و خانه و ماشين و لباس و مهمانى و عزا و عروسى اشخاص ، آن را كه حاصل تربيت اسلامى و محبوب خدا است ، يا به آن شباهت بيشتر دارد ، و آن را كه به تربيت غير اسلامى و قارونمآبى و طاغوتگرايى شبيه است ، مىشناسد ؛ و كار و عمل و تلاش و توليد و صنعت و اختراع و كسبهاى مشروع را با تكاثرهاى قارونى و تشريفات طاغوتى اشتباه نمىكند .
البته بايد پيرامون تمام اين مفاهيم و جنود عقل و جهل و تعليمات قولى و عملى پيغمبر اكرم و ائمه طاهرين عليهم السلام و مواضع آنها در مقامات و مواجهه با جريانها و جوّهاى مختلف ، هميشه تعليم و تعلّم ادامه داشته باشد و مكتب آموختن از آن بزرگواران باز و مفتوح باشد و ما در اينجا از اطاله بحث بيش از اين معذوريم .
سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى) — صفحة 397
مساهمون: الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
ص٣٩٧