وَتَشْقَوْنَ بِهِ فِي آخِرَتِكُمْ ، وَما أَخْسَرَ الْمَشَقَّةَ وَرآءَهَا الْعِقابُ وَأَرْبَحَ الدَّعَةَ مَعَهَا الْأَمانُ مِنَ النّارِ » ؛ « 1 »
« سوگند به خدا ! حكمرانان شما در اين كار سود نمىبرند و شما خود را در دنيايتان به رنج و در آخرتتان با اين كار به بدبختى گرفتار مىسازيد ( چون فروتنى براى غير خدا گناه و مستلزم عذاب است ) و چه بسيار زيان دارد رنجى ( فروتنى براى غير خدا ) كه پى آن كيفر باشد و چه بسيار سود دارد آسودگى ( رنج نبردن براى خوش آمدن مخلوق ) كه همراه آن ايمنى از آتش ( دوزخ ) باشد » .
همچنين حكايت است كه حضرت على عليه السلام سواره و در حال حركت بود ، شخصى عرايض و مطالبى را كه داشت ، به عرض ايشان رسانيد ، سپس به احترام در ركاب آن حضرت پياده مىرفت ؛ امام عليه السلام او را نهى كردند ؛ چون براى او ذلّت و براى والى و حاكم فتنه است . بديهى است كه آن حضرت از اينكه تحت تأثير اين برنامهها قرار بگيرد و اين برنامهها مقام و منصب او را عوض كند ، منزّه و مبرّا بود .
على عليه السلام بود كه مىفرمود :
« وَاللَّهِ لَوْ أُعْطِيتُ الْأَقالِيمَ السَّبْعَةَ بِما تَحْتَ أَفْلاكِها عَلى أَنْ أَعْصِيَ اللَّهَ فِي نَمْلَةٍ أَسْلُبُها جُلْبَ شَعِيرَةٍ ما فَعَلْتُهُ وَإِنَّ دُنْياكُمْ عِنْدِي لَأَهْوَنُ مِنْ وَرَقَةٍ فِي فَمِ جَرّادَةٍ تَقْضَمُها ما لِعَلِيٍّ وَلِنَعِيمٍ يَفْنى وَلَذَّةٍ لا تَبْقى » ؛ « 2 »
« سوگند به خدا ! اگر هفت اقليم را به هرچه در زير آسمانهاى آنها است ، به من بدهند ؛ براى اينكه خدا را درباره مورچهاى كه پوست جوى از آن
هامش
( 1 ) . نهج البلاغه ، فيض الاسلام ، ص 1094 ، حكمت 36 .
( 2 ) . نهج البلاغه ، فيض الاسلام ، ص 705 ، خطبه 215 .