و فايده غيبت ، به هريك از دو نحو ( غايب شدن جسم و ناشناس بودن ) حاصل مىشود و اين جهات كه امر امام عليه السلام مخفى باشد و كسى او را نشناسد ، يا نتواند متعرّض ايشان گردد و ساير هدفها و مقاصدى كه در غيبت آن حضرت است ، در هر دو حال حاصل است ؛ امّا از جمع بين روايات و حكايات تشرّف افراد به خدمت آن حضرت ، و استفاده تفسير بعضى از آنها از برخى ديگر دانسته مىشود كه غيبت آن حضرت به هر دو شكل ( ناپيدا شدن و ناشناس بودن ) وقوع دارد و بلكه گاهى در زمان واحد ، هر دو شكل واقع شده است ؛ يك نفر ايشان را ديده و نشناخته است و ديگرى در همان حال ، اصلًا آن حضرت را نديده است ؛ چنانكه - در بعضى از وقايعى كه به آن اشاره شد - بعضى پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله را مىديدند و بعضى نمىديدند .
نهايت اين است كه در غيبت صغرى ، در برخى مواقع كه مكان آن حضرت معلوم بوده است ، غيبت غالباً به صورت غايب شدن جسم و بدن آن حضرت ، و بلكه در بعضى حكايات ، به صورت غايب شدن مكان و منزل ايشان نيز بوده است . و بسا كه حتى بعضى از نوّاب خاص - رضى اللَّه عنهم - كه از مكان آن حضرت مطّلع بوده و مىدانستهاند كه آن حضرت كجا تشريف دارند . با وجود اين ، آن حضرت را در آن مكان رؤيت نمىكردند .
در غيبت كبرى هم ، امكان دارد كه نسبت به اغلب و اكثر مردم ، غيبت به همين صورت باشد و در بعضى فرصتها و مناسبات و بعضى ازمنه و امكنه ، نسبت به بعضى از افراد ، امكان رؤيت جسم حاصل باشد ؛ چه آنكه در حال رؤيت ، آن حضرت را بشناسند ( كه به ندرت اتفاق مىافتد ) يا اينكه بعد از تشرف و سعادت ديدار ملتفت اين موضوع شوند ، يا اصلًا توجّه پيدا نكنند .
اخبار و حكايات معتبر ، اين تفصيلات را روشن مىسازد ، البته بر حسب
سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى) — صفحة 306
مساهمون: الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
ص٣٠٦