آخرت نمىآورند ، پرده پوشيده و پنهانى قرار مىدهيم » .
علاوه بر آنكه ظاهر آيه دلالت دارد بر اينكه خداى متعال ، رسول اعظم صلى الله عليه و آله را در هنگامى كه قرائت قرآن مىنمود ، از كفارى كه قصد ايذاى آن حضرت را داشتند ، پنهان و مستور مىداشت ، در برخى از تفاسير است كه خداوند متعال ، پيغمبر صلى الله عليه و آله را در هنگام قرائت قرآن ، از ابوسفيان ، نضر بن حارث ، ابوجهل و حمّالة الحطب مستور مىفرمود . آنان مىآمدند و از نزد آن حضرت مىگذشتند و ايشان را نمىديدند . « 1 » ابن هشام در " سيره " حكايتى از مستور ماندن وجود مقدّس پيغمبر صلى الله عليه و آله از نظر امّ جميل ( حمالة الحطب ) روايت كرده كه در پايان آن ، اين جمله را از پيغمبر صلى الله عليه و آله نقل نموده است :
« لَقَدْ أَخَذَ اللَّهُ بِبَصَرِها عَنّي » ؛ « 2 »
« خداوند ديد او را از من گرفت و مرا از او پنهان نمود » .
در وقت هجرت از مكهء معظمه به مدينه طيبه نيز ، بر حسب تواريخ معتبر ، مشركين كه براى كشتن پيغمبر صلى الله عليه و آله بر در خانه او اجتماع كرده بودند ، آن حضرت را نديدند . بدين ترتيب كه پيغمبر صلى الله عليه و آله بعد از آنكه حضرت على عليه السلام را مأمور فرمود تا در بستر او بخوابد ، بيرون آمد و مشتى خاك برگرفت و بر سر آنها پاشيد و « يس * وَالْقُرْآنِ الْحَكِيمِ » را تا « فَهُمْ لا يُبْصِرُونَ » قرائت كرد و از آنها گذشت و كسى آن حضرت را نديد . « 3 »
هامش
( 1 ) . مجمع البيان ، روح المعانى ، و الدر المنثور .
( 2 ) . سيره ابن هشام ، ج 1 ، ص 378 و 379 و روايات ديگرى از « ابن مردويه » ، « بيهقى » ، « ابى يعلى » ، « ابى شيبه » و « دار قطنى » در الدر المنثور در تفسير آيهء شريفه نقل شده است .
( 3 ) . سيره ابن هشام ، ج 2 ، ص 95 و 96 ؛ طبقات ابن سعد ، ج 1 ، ص 228 ؛ كامل ابن اثير ، ج 2 ، ص 103 . و از كتب معاصرين : مع الانبياء في القرآن ، ص 367 .