آخرين نكته : كه تذكّر آن در اينجا لازم است ، اين است كه : اين طرحها و پرسشها در برابر يك امر واقع شده ( غيبت امام عليه السلام ) از جانب افرادى كه در تعيين برنامه آن حضرت صلاحيت دخالت ندارند ، اگر از جنبه فكرى تا حدّى مفيد شمرده شود ، از جنبه عملى اثرى ندارد و واقعيت را عوض نمىسازد .
غيبت به اين نحو كه واقع شده ، صورت گرفته است ؛ مثل اينكه انسان يا مخلوقات ديگر ، همه و همه ، به همين نحو كه آفريده شدهاند ، خلق شدهاند . و گفتن اينكه : " چرا اين چنين شده ، و چرا آن چنان نشده است ؟ " دخالت در كار ديگرى و در دايره اختيار و سلطنت و مالكيت و آزادى ديگرى ، خصوصاً خداى عالم قادر مختار حكيم ، امرى بيهوده است ، و به فرمايش حكيم طوسى :
هرچيز كه هست آن چنان مىبايد * و آن چيز كه آن چنان نمىبايد نيست
بنابراين ، از جنبه عملى بايد به برنامه اين امر واقع شده توجّه داشت و تكاليف و وظايفى را كه داريم ، انجام دهيم . آنچه واقع نشده است ، نه با حيات و نه با معاش ما ، و نه با دنيا و نه با آخرت ما ارتباط ندارد .