در آن موقع ، همه ملل از مدنيت معنوى و اخلاقى محروم ، و دشمنى و كينه و ظلم و تجاوز ، همه را نسبت به يكديگر بدبين و از هم جدا ساخته و اتّحاد و وحدت ، همفكرى و همكارى ، به كلّى از ميان بشر رخت بربسته ، و از اينكه كسى بتواند بدون مدد غيبى جامعه را رهبرى كند ، همه مأيوس مىگردند . و خلاصه ، همه با هم در مبارزه و جنگ و ستيز و همه از وضع خود ناراضى ، و از مكتبهاى مختلف كه عرضه مىشود نااميد بوده و منتظر تغيير رژيم و انقلاب و عوض شدن اوضاع و كنار رفتن زمامداران خدانشناس و برداشته شدن مرزها و الغاى تجزيهها و تقسيمها مىباشند .
در يك چنين موقعيتى ، حضرت صاحب الزمان - ارواح العالمين له الفداء - و اصحابش ، با نيروى ايمان و اخلاق حسنه و با نجات بخشترين برنامههاى عمرانى و اقتصادى و عدالت اجتماعى ، براى انقلاب و دعوت به قرآن و اسلام ، قدم به ميدان مىگذارند و آن نهضت الهى و دعوت روحانى را شروع مىكنند و مردم را به سوى خدا و احكام خدا و زندگى برابرى و برادرى ، عدل و امنيت ، صفا و وفا ، راستى و درستى و نظم صحيح مىخوانند و خود و اصحابش ، نمونه همه فضايل بشرى مىباشند و با نيروى ايمان و استقامت و پشتكار و همّتى كه مخصوص مؤمنان ثابت قدم است ، هدف و مقصد خود را تعقيب مىنمايند .
معلوم است اين جمعيت با آن برنامهها و وضع كار در آن دنياى پرآشوب و غرق در طوفان گرفتارىها و فشارها ، دلها را به خود متوجّه نموده و فاتح و پيروز و موفّق مىشوند و هيچ نيرويى نمىتواند در برابر آنها مقاومت كند .
و شاهد اين حقيقت ، همان ظهور رسول اكرم صلى الله عليه و آله و پيشرفت سريع دين اسلام و فتوحات محيّر العقول مسلمين در قرن اوّل اسلام است ، كه يكى از علل ظاهرى آن ، پيروزىهاى پى در پى و درهم شكسته شدن ارتشهاى انبوه دولت شاهنشاهى ايران و امپراطورى روم ، فساد اوضاع اجتماعى و ادارى ايران و روم بود ، كه مردم
سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى) — صفحة 263
مساهمون: الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
ص٢٦٣