تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى) — صفحة 259

مساهمون:

ص٢٥٩
معلوم مىگردد و اينكه اگر ملّتى و فردى در اين اصل مسامحه كند و به نظامى كه بر اوضاع مسلّط است و به شرعى بودن آن اعتنا نداشته باشد و خود را مسؤول نشمارد ( اگرچه در كارهاى ديگرش مواظب دستورات شرع باشد ) مستحق بازخواست و عذاب خواهد شد . و نيز از اين احاديث استفاده مىشود كه نظام امامت ، نظام محدودى نبوده و مستمر و جاودان مىباشد و به عصر حضور منحصر نيست ؛ هميشه منعقد است و هيچ‌گاه تعطيل نشده و نخواهد شد . در عصر ما نيز حكومت شرعى بر اين اساس برقرار است و هيچ كس در ترك اطاعت آن و قبول نظامات ديگر معذور نيست و عقيده به وجود امام عصر عليه السلام و حيات آن حضرت ، معنايش اعتقاد به وجود حكومت شرعى و لزوم اطاعت از اوامر و پيشنهادها و دستورات فقهاى جامع الشرايط است . باز تكرار مىكنيم : منطقه نفوذ اين حكومت مرز ندارد و تا هركجا مسلمان و شيعه باشد ، بايد نفوذ داشته باشد و هر كس ما بين خود و خدا ، بايد از اين نظام تبعيت كند ، اگرچه اين نظام ، به حسب ظاهر استيلاى بر امور و تسلط حكومت‌هاى ظاهرى را نداشته باشد . خلاصه ، التفات به اين مطلب بسيار لازم است كه ما يك عقيده‌اى توحيدى داريم كه : « لَهُ الْحُكْمُ وَلَهُ الْأَمْرُ ، وَهُوَ الْحاكِمُ وَهُوَ السُّلْطانُ ، وَهُوَ الْوَلِيُّ وَهُوَ الْمَوْلى ، وَهُوَ . . . وَهُوَ . . . » ؛
سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى) — صفحة 259 | الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني