دارد و همچنين احاديث بسيارى كه دلالت دارند بر آنكه زمين هيچگاه خالى از حجت نمىشود . از جمله از حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام روايت است كه فرمود :
« اللَّهُمَّ بَلى لا تَخْلُو الْأَرْضُ مِنْ قآئِمٍ للَّهِ بِحُجَّةٍ إِمّا ظاهِراً مَشْهُوراً وَإِمّا خائِفاً مَغْمُوراً لِئَلّا تَبْطُلَ حُجَجُ اللَّهِ وَبَيّنَاتُهُ » ؛ « 1 »
« خدايا ! آرى خالى نماند زمين از كسى كه قائم باشد براى خدا به حجّت ، يا ظاهر و آشكار يا بيمناك و پنهان ، تا حجّتهاى خدا و بيّنات او از ميان نرود » .
مَثَل امام در اين جهان ، مَثَل قلب است نسبت به جسد انسان و مانند روح كه به امر خدا ، سبب ارتباط اعضا و جوارح با يكديگر است و بقاى جسد وابسته به تعلق و تصرف او است و ولىّ و انسان كامل ، كه همان شخص امام است ، نيز به اذن خداى تعالى نسبت به ساير مخلوقات ، صاحب چنين رتبه و منزلت است .
و فايده ديگر اين است كه : چنانچه از اخبار هم استفاده مىشود ، وجود مؤمن در بين مردم منشأ خيرات و بركات و سبب نزول رحمت و جلب عنايات خاص و دافع كثيرى از بليات است . پس وقتى مؤمن وجودش اين فوائد و بركات را داشته باشد ، معلوم است كه وجود امام و ولىّ اللَّه اعظم فوايد و بركاتش بسيار عظيم و بااهمّيت است و به عبارت ديگر : امام و حجّت ، واسطه اخذ و ايصال فيوض و بركاتى است كه ديگران استعداد و لياقت آنكه مستقيماً آن بركات و افاضات را تلقى و اخذ نمايند ، ندارند ؛ لذا يكى از مصلحتهاى وجود و عمر طولانى و ولادت آن حضرت در قرنها پيش همين است كه فيوض ربانى در اين مدت از عباد قطع نشود و خلق اللَّه از بركاتى كه بر اصل وجود امام مترتّب است ،
هامش
( 1 ) . نهج البلاغه ، صبحى صالح ، ص 497 ، كلام 147 .