چنانچه اگر مردم از بسيارى نعمتها استفاده نكنند و مانع از ظهور منافع آنها شوند ؛ بلكه سوء استفاده كنند . اين رفتار مردم سبب اشكال به اصل آفرينش آن نعمتها نمىشود و كسى نبايد بگويد : چون مردم انتفاع نمىبرند ، پس چه فايده دارد و وجود و عدم آنها فرقى نمىكند ؛ بلكه در اينجا بايد بگويند : چرا با اينكه خداوند فياض فيض بخشى نموده و نعمتها را در دسترس مردم گذارده از اين نعمتها انتفاق نمىبرند و چرا كفران نعمت مىنمايند ؟
پاسخ سوم : ما قطع نداريم كه آن حضرت از جميع اوليا و دوستان خود پنهان باشد و در امورى كه مصلحت باشد ، توسط آنها و تأييد و ارشاد آنها دخالت ننمايد .
پاسخ چهارم : آنچه مسلّم است اين است كه در عصر غيبت ، آن حضرت از نظرها پنهان است و اين به آن معنا نيست كه مردم نيز از آن حضرت پنهان مىباشند ؛ بلكه چنانچه از بعضى اخبار استفاده مىشود ، آن حضرت در ايام حج حاضر مىشود و حج به جا مىآورد و اجداد گرامش را زيارت مىكند و با مردم مصاحب و در مجالس حاضر مىشود و از بيچارگان فريادرسى مىنمايد و بيماران را عيادت مىفرمايد و بسا كه شخصاً در قضاى حوايج آنان سعى فرمايد .
پاسخ پنجم : بر امام واجب نيست كه شخصاً و بدون واسطه در امور دخالت نموده و راتق باشد ؛ بلكه مىتواند ديگران را به نحو خصوص يا به عنوان عموم از جانب خود بگمارد ، همانطور كه اميرالمؤمنين و ائمه عليهم السلام از طرف خود ، در شهرهايى كه حاضر نبودند ، ديگران را منصوب مىفرمودند ، امام هم در زمان غيبت صغرى كسانى را به مقام نيابت خاصّه نصب فرموده بود و در غيبت كبرى به طور عموم ، فقها و علماى عادل را كه دانا به احكام هستند ، براى قضاى فصل خصومات و اجراى سياسات و حفظ و نظر در مصالح عالى اسلامى نصب و تعيين كرده كه مرجع امور خلق باشند ، پس ايشان در عصر غيبت به نيابت از آن حضرت برحسب
سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى) — صفحة 149
مساهمون: الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
ص١٤٩