با دعا و بردن نام خدا ، انسان وارد كارهاى پر مخاطره مىشود و خود را از ترس و بيم پاك مىسازد و از آن پيروز و موفّق بيرون مىآيد .
دعا بر صفحهء نااميدىها خط بطلان مىكشد و سستىها و خستگىها را زايل مىسازد .
در فضيلت دعا همين بس ، كه در حديث است :
« الدُّعآءُ مُخُّ الْعِبادَةِ » ؛ « 1 »
« دعا مغز عبادت و پرستش خدا است » .
يكى از معانى حديث اين است كه : عبادت شبيه به بدنى است كه مركب از اعضا و جوارح باشد و دعا به منزله مخ و مغز آن خواهد بود . بنابراين بنده در عين اينكه اسباب ظاهرى را فراهم مىنمايد و آنها را كنار نمىگذارد ؛ بلكه آنها را به دقت جمعآورى مىكند ، همه چيز را از خدا مىخواهد و در حصول تمام مراتب و مطالب از خدا يارى مىطلبد .
ثروت اسلامى ما و بالخصوص ثروت شيعى ، در دعا غنى و سرشار از معارف و اخلاق و موجبات رشد فكرى و ترقى و تعالى معنوى است . اگر عبادتى مثل نماز انجام شود و دعا در آن نباشد ، مثل پيكر بىمغز و بىمخ مىباشد .
و احتمال دارد معنى اين باشد كه هر عبادتى بنماييد ، مغز آن دعا و خواندن خدا و مسألت از او است و چون پيرامون دعا و شرايط استجابت و موانع آن و اوقات و حالات و فرصتهايى كه اميد و استجابت دعا در آن بيشتر است و اينكه به ثنا و حمد خدا شروع شود و در آغاز و پايان آن صلوات بر محمّد و ال محمّد
هامش
( 1 ) . سفينة البحار ، ج 1 ، ص 446 .