تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى) — صفحة 407

مساهمون:

ص٤٠٧
« آقاى من ! من آن صغير و كوچكم كه تو او را پروردى . و من آن جاهلم كه تو او را تعليم دادى . و من آن گمشده‌ام كه تو او را هدايت و راهنمايى كردى . و من آن گرسنه‌ام كه تو او را سير گرداندى . و من آن برهنه‌ام كه تو او را پوشاندى . و من آن فقيرم كه تو او را بىنياز كردى » . اگر غير از اين دعاها كه در قسمت عقايد و اصول دين و اخلاقيات و تعليم و تربيت است ، دست ما از منابع ديگر كوتاه بود همين دعاها براى هدايت انسانيت به سوى خدا و سعادت دنيا و آخرت كافى و كارساز بود . دعاى كميل ، دعاى صباح ، دعاى ابوحمزه ثمالى ، دعاهاى صحيفه سجاديه و صحيفه علويه و ساير ادعيه كه در كتاب‌هاى دعا ، مثل مصباح المتهجد شيخ و مصباح كفعمى و كتاب‌هاى سيّد بن طاوس و كتاب دعا در كافى و بحار الانوار ، هركدام نه فقط كتاب دعا است ؛ بلكه كتاب علم و معرفت و اخلاق است . نمىتوان دقايق عرفانى و نكات ارزنده و سازنده و حقايق بلند و تابناكى را كه در اين دعاها است ، تشريح نمود . و نمىتوان اوج پرواز روح را در هنگام خواندن اين دعاها و توجّه به مضمون آنها بيان نمود . بسيارى از مردم گمان مىكنند دعا در همان خواستن حوايج شخصى دنيوى و مسألت آب و نان و پول و خانه و شفاى بيمار خلاصه مىشود ، غافل از آنند كه حيوانات هم به زبان حال يا مقال - چنان‌كه در داستان استسقاى سليمان پيغمبر و دعاى مور و انصراف سليمان از استسقا و اكتفا به دعاى مور نقل شده است - اين خواست‌ها و مسألت‌ها را دارند و چه بسا كه خدا از بركت رفع نياز از آنها ، بندگان معصيت كار را نيز مشمول بعضى الطاف خود فرمايد . هرچه انسان بينديشد و هرچه تصور كند ، لذتى و حالى لذيذتر از دعا نخواهد يافت و هيچ چيزى مانند دعا روح را تازه و زنده نگه نمىدارد .
سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى) — صفحة 407 | الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني