تورات و انجيل فعلى ، گواه حقّانيت آن است و به اسرائيليات و آنچه مخالفان مكتب اهل بيت عليهم السلام - كه مكتب اسلام راستين است - در فرهنگ اسلامى وارد كردهاند ، ارتباط ندارد . اين قرآن است كه مىفرمايد :
« شَرَعَ لَكُم مِنَ الدّينِ ما وَصشى بِهِ نُوحاً وَالَّذِي أَوْحَيْنا إِلَيْكَ وَما وَصَّيْنا بِهِ إِبْراهِيمَ وَمُوسى وَعِيسى أَنْ أَقِيمُوا الدّينَ وَلا تَتَفَرَّقُوا فِيهِ » ؛ « 1 »
« خدا آيينى كه براى مسلمين قرار داد ، احكامى است كه نوح را به آن سفارش كرد و بر تو نيز همان را وحى كرديم كه به ابراهيم و موسى و عيسى سفارش كرديم كه دين خدا را برپا داريد و در دين اختلاف مكنيد » .
چنانكه اگر يك امرى اصالت اسلامى داشته باشد ، نامأنوس بودن آن موجب صحّت انكار آن و اسرائيليات بودن آن نيست . " مهدويت " نيز اصالت اسلامى است و به قرآن و حديث و اجماع مسلمين استناد دارد و اعتقاد مسلمانان به آن بر اساس اين اصالتهاى اسلامى است كه مسلمان نمىتواند آنها را ردّ كند . اين مسأله با اسرائيليات كه فاقد اصالت اسلامى است ، هيچگونه ارتباطى ندارد . اين سخنان واهى ناشى از بىاطّلاعى و ناآگاهى در مسايل اسلامى است .
لذا علماى بزرگ اهل سنّت مانند " احمد شاكر " از معاصرين ما كه تخصّصش در فنّ حديث و شناخت آفات و علل آن مورد قبول عموم دانشمندان آنها است ، در برابر اين زمزمههاى غرب زدگان و مادّىگرايان و مقلّدان " ابن خلدون " به پا خاسته ، اصالت اسلامى اين مسايل را اثبات نموده و نادرستى اين گمانها را آشكار ساخته و ترديد و انكار در اين انديشههاى اسلامى را كه منتهى به ردّ فرمايش و بشارات
هامش
( 1 ) . سوره شورى ، آيه 13 .