چنانكه مفسرين فرمودهاند ، تورات است . و ممكن است به اعتبار اينكه الف و لام « الذكر » براى جنس باشد ، نه براى عهد ، مراد از آن مطلق كتابهاى آسمانى باشد كه پيش از زبور نازل شدهاند .
به هر حال بر حسب اين آيه ، در تورات و زبور ، اين وعده ذكر شده است . اكنون بايد ديد اين وعده و بشارت در تورات و زبور به چه صورتى آمده است ؟ !
بايد به اين نكته توجّه داشت كه : در تورات و به طور كلى كُتب عهد عتيق و جديد ، از آنچه بعضى حفظ داشتند ، مورد و تجديد استنساخ آن گرديد و مخصوصاً در آنچه باقى مانده هم در قسمتهايى كه مربوط به بشارت از پيغمبر اسلام صلى الله عليه و آله است ، تحريفات و تأويلات و تفسيرهاى غير موجّه بسيار كرده و در ترجمهها غرضورزى زيادى نمودهاند . و انجيلِ اصل نيز اين اناجيل موجود نبوده و اناجيل نيز منحصر در اين چهار انجيل نبوده ؛ بلكه بيش از اينها بوده است كه از جمله انجيل " برنابا " است كه در آن بشارتهاى متعدد به ظهور حضرت خاتم الانبيا صلى الله عليه و آله موجود است و از حيث استوارى مضامين و مطالب ، طرف قياس با اين اناجيل معروف ( انجيل مرقس ، متى ، لوقا و يوحنا ) نيست .
با اين حال ، تورات و انجيل فعلى هم كه در دست يهود و نصارى است ، حاوى بشارات متعدد به ظهور اسلام و حضرت رسول خاتم و ائمه طاهرين عليهم السلام است كه علماى بزرگ تورات و انجيل شناس ، اين موارد را در كتابهايى كه به زبان فارسى و عربى و غيره نوشتهاند ، استخراج كرده و در تأليفات خود نوشتهاند .
و علاوه بر آن ، بعضى از بزرگان اهل كتاب ؛ مثل " فخر الاسلام " مؤلف كتاب نفيس " انيس الاعلام " و مؤلفات ارزندهء ديگر ، پس از قبول اسلام پيرامون اين موضوع ، حقّ مطلب را در تحقيق و بررسى و اظهار و افشاى حقّ ادا كردهاند .
ما در اينجا فقط در رابطه با تفسير اين آيه به بشارتى از تورات و بشارتى از زبور
سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى) — صفحة 251
مساهمون: الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
ص٢٥١