مصارف حكومت و نگهدارى نظام وهابى سعودى مىرسانند ؛ در حقيقت در شكل معاملهء اسلحه و غير آن به آمريكا برگردانند ؟ و بدتر از همه اينكه اين روشهاى ضد اسلامى ، خود را پايهء اسلام قلمداد كرده و حكومت خود را كه بر خلاف مبانى حكومت اسلامى است ، شرعى و اسلامى معرفى مىنمايند ؟
چرا كارگر و كشاورز در رژيم سرمايه دارى و سوسياليستى محكوم به استضعاف است ؟ در آن رژيم ، در استضعاف راكفلرها و هاريمنها و اناسيسها ، و در اين رژيم ، در استضعاف سازمانهاى كارگرى و كشاورزى و حزب ؟
فطرت بشر همه اينها را محكوم مىكند و ندا و نهضتى را كه بخواهد به اين نظامها پايان دهد و پيامبرگونه و على وار زمام امور را به دست بگيرد ، تأييد مىنمايد .
اگر حكومت واحد جهانى خواست بشر نبود ، و اگر اين رژيمها و موضع گيرىهايشان در برابر يكديگر بر وجدان مردم تحميل نشده بود ، سازمان ملل و انديشه حكومت جهانى و ارتش واحد و قانون واحد به بشر عرضه نمىشد ، تا كى سربازان يك حكومت ، براى دفاع از يك رژيم در برابر حمله رژيم ديگر ، خونشان ريخته شود ؟ مثلًا هويت نظام اردن و حكومتهاى بزرگ و كوچكى نظير آن و ارتش و قوايشان جز حفظ فرمانروايى شخصى مثل ملك حسين يا ديگران چيست ؟ آن خونى كه در راه حفظ سلطهء ملك حسين يا صدام حسين يا امير كويت و بحرين و ساير شيوخ ريخته شود ، در راه چيزى و كسى كه ريخته نمىشود ، راه اسلام و خدا است .
فطرت بشر ، آن جانبازى و آن خونريزى و آن جنگ و دفاعى را تأييد مىكند كه براى اعتلاى كلمهء اللَّه و سعادت انسان و پاسدارى از حقوق انسان و فى سبيل اللَّه باشد ؛ همان كه دين فطرى اسلام و كتاب اسلام آن را چنين تفسير
سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى) — صفحة 243
مساهمون: الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
ص٢٤٣