و معرفى مىنمايد :
« الَّذِينَ آمَنُوا يُقاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَالَّذِينَ كَفَرُوا يُقاتِلُونَ فِي سَبِيلِ الطّاغُوتِ » ؛ « 1 »
« اهل ايمان در راه خدا ، و كافران در راه شيطان جهاد مىكنند » .
پس در راه طاغوت ، در راه استقرار ديكتاتورى پهلوىها و آتاتوركها و هيتلرها و كارترها و استالينها جنگ كردن ، جنگ با فطرت انسانيت است و اصولًا نه فقط فطرت بشر با اين مظاهر نفرتانگيز موافق نيست ، طبع جهان نيز مطابقت ندارد و عكس العملهاى آن يا به اصطلاح آثار وضعى اين اعمال و نابرابرىها ، سلب بركات و خيرات است .
پايان يافتن سلطه بر بشر و برقرار شدن حكومت عدل و نظام الهى و لغو اين تبعيضات و برداشتن اين مرزها ، همه مطلوب بشر است و اين سازمان ملل مصنوعى و آلت دست ابرقدرتها هم مَجاز آن حقيقت است . اگر عدل نباشد و اگر ميل فطرى بشر به عدل و امنيت و قانون و سازمانهاى احقاق حقوق نباشد ، زورمندان و تجاوزگران و سلطه جويان ناچار نمىشدند كه مقاصد سوء خود را زير پوشش عدل و صلح و همزيستى مسالمتآميز و حسن همجوارى و حفظ امنيّت و غير آن به مردم عرضه كنند و نيازى به اينكه به ظلم و باطل ، لباس عدل و حق بپوشانند ، نداشتند ؛ ولى چون فطرت بشر حقّ و عدل را مىخواهد و از باطل و ظلم نفرت دارد ، اينان با اسمهاى بىمسمّى مردم را فريب مىدهند و حاصل آنكه به قول شاعر :
هامش
( 1 ) . سوره نساء ، آيه 76 .