نشده و خودباخته ، در برابر افرادى چون خودشان يا بىسوادتر و نالايقتر تا حدّ ركوع ، خضوع مىنمايند ، و آنها را به تكبر و ظلم و استبداد تشويق مىكنند . هنوز احكام خدا در جوامع بشرى حكومت نيافته است ، بلكه اين مفاسد و معايب روزافزون است .
مسلمان نمىتواند در چنين اوضاع و احوالى ، حال وقوف و سكوت به خود گيرد و به خواندن دعا و ندبه و گريه ، خود را قانع ساخته و ترك امر به معروف و نهى از منكر نموده ، خاموش و بىحركت بنشيند .
هرگز دين براى اين نيست و عبادتها و پرستشها و نماز و روزه و دعا و ذكر و مناجات ، اين نتيجه را ندارد كه مسلمان از كارهاى اجتماعى و سياسى و آنچه در حفظ و نگاهبانى عظمت اسلام و افزايش شوكت مسلمين مؤثر است ، دست بكشد .
اسلام دين دنيا و آخرت و سياست و معنويّت است ، و جدا كردن اسلام از دنيا و سياست و اجتماع و ادارهء تمام امور و شؤون ، امكان پذير نيست . انجام وظايف اجتماعى و تطبيق احكام دين بر شؤون دنيا و برنامهء اقتصاد و سياست و تجارت و تعليم و تربيت ، جزء جوهر دين است و حبس اسلام در محيط عبادت و دعا ، خيانت بهاسلام و تعليمات قرآن مجيد است .
پس مسلمان در هر پايهاى كه باشد و هر برنامهاى را كه انجام مىدهد نمىتواند آنجا را نقطهء وصول به مقصد و نيل به اهداف اسلامى شناخته و منتهى اليه مسير خود بداند . بايد سير خود را ادامه دهد و مراحل و منازل بيشتر را طى كند و همواره در سير و حركت باشد و با همين تكرار فرايض دينى و دعا و پرستش خدا ، از درجهاى به درجه بالاتر صعود كند .
برنامه ، برنامهء سير و حركت و ترقى و مجاهده است .
سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى) — صفحة 484
مساهمون: الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
ص٤٨٤