تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى) — صفحة 372

مساهمون:

ص٣٧٢
هامش
را با وجود هزار علّت و احتمال جعل و دروغ ، قبول مىكنند . بديهى است اين حال ناشى از ضعف اخلاق و جهل و غفلت و خودباختگى و تسليم كوركورانهء افكار و عادات بيگانگان بودن است . پاره‌اى هم پيدا شده‌اند كه با القاى شبهه و استهزا و مسخره كردن آداب دينى يا خوددارى از انجام وظايف اسلامى ، مىخواهند خود را در جمع روشنفكران وارد و اهل تحقيق و منطق معرفى نمايند . اين روش در سطح‌هاى مختلف و پيرامون موضوعات متنوع ظاهر مىشود . از مسائل اصول دين و الهيّات و محرمات و مستحبات و مكروهات سخنى مىگويند و به طور تحقيرآميز و استفهام پرسش مىنمايند . ما آنچه ديده‌ايم بيشتر اين افراد يا از صلاحيت علمى محروم و عامى و بىسوادند و يا اينكه مىخواهند با اين روش خود را نوانديش معرفى كرده و در جمع برخى جوانان و كسانى كه با مسائل دينى آشنايى كامل ندارند و باور كردن بسيارى از حقايق برايشان دشوار است ، جايى باز كنند و صاحب مكتبى شوند . اينها بيشتر براى فريفتن و اغفال افراد خام و نپخته ، حتى از الفاظ داغ و اصطلاحات و لغات انگليسى و فرانسه و اسامى مكتب‌هاى گوناگون نيز استفاده كرده و كسانى را كه غرب زده و عاشق الفاظ فرنگى مآبانه هستند ، فريفته و در اشتباه مىاندازند ؛ چون اگر ساده و بىپيرايه سخن بگويند ، مقاصدى كه دارند آشكار شده و بيشتر مردم ملتفت مىشوند و كالاى آنها را نمىخرند . پس افكارشان در لابلاى الفاظ و لغات بيگانه يا اصطلاحات جديد مىگويند تا افراد غير وارد ، گمان كنند سخن آنها مبتنى بر يك اساس مسلّم علمى جديد ، و فلسفه پذيرفته شدهء تازه است . به هر حال در عين حال كه معتقديم بايد باب بحث و نظر و پىجويى و تعقل و بررسى آزاد ، به روى همه باز باشد و از اين جهت از كسى گله نمىكنيم ؛ بلكه از آن استقبال كرده و آن را سبب تنوير افكار و روشن شدن حقايق و تجلّى هرچه بيشتر انوار معارف اسلام مىدانيم ، به اين اشخاص نيز نصيحت مىكنيم كه آقايان ! اشتباه‌كارى و تدليس و اظهار شك و ترديد ، شبهه‌سازى و مسخره كردن حقايق و سست كردن عقايد عامّه از راه تمسخر و استهزا ، و بيانات جسارت آميز و حمله به اين و آن ، دشنام دادن و مردم را به هم بدگمان كردن و سرگردان نمودن و انديشه‌هاى سوء را رشد دادن ، كار آسانى است . آنچه مشكل و دشوار است و كار همه كس نيست مردم را بر يك اصول صحيح استوار داشتن ، و متّحد كردن و از شبهه و شك خارج گردانيدن و به سوى يك مسير معقول و مقرون به خير و سعادت دنيا و آخرت راهنمايى كردن است كه فقط انبيا و اوليا و رجال الهى از عهده اين خدمت برآمده‌اند و حتى فلاسفه و حكما نيز در جنبهء ايجابى و مثبت اين موضوع نتوانستند مقام سازنده و مؤثر داشته باشند . آنان كه نقش مخرّب را بازى كرده و خواستند اين كاخ باعظمت و اين يگانه پناهگاهى را كه انبيا به امر خدا براى مردم ساختند خراب و ويران سازند ، سرانجام جز ايجاد نابسامانى و بىمأخذى و بىمقصدى و لا مسلكى چه دردى را درمان كردند ؟ و بر كجاى اين همه زخم‌هايى كه پيكر جامعه انسانيت از دست جهل و نادانى و فساد اخلاقى و تكبر و حسد و غرور و جاه‌پرستى برداشته ، مرهمى گذاردند . اگر در بيان اين نكته بيش از حدّ اين كتاب سخن طولانى شد ، براى اين است كه معلوم باشد حقيقت جويى و تلاش براى بالا بردن سطح معرفت و بصيرت و روشن شدن اذهان و تحصيل يقين كامل‌تر و همچنين مجاهده براى جستن حقّ ، يك مطلب است و شبهه سازى و مسخره كردن حقايق و اتّكا به غرور و دانستن يك سلسله الفاظ فريبنده و توخالى ، مطلب ديگر است . آن كسانى كه رجال قهرمان آن ميدان مقدّس هستند ، با افرادى كه در ميدان دوم خودنمايى مىكنند از زمين تا آسمان فرق دارند و نبايد آنها را با هم اشتباه كرد و شبهه‌سازى را حقيقت‌جويى شمرد .اى بسا ابليس آدم‌رو كه هست * پس به هر دستى نبايد داد دست اى بسا ابليس آدم‌وار زشت * كه برد انسان به دوزخ نه بهشت