تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى) — صفحة 369

مساهمون:

ص٣٦٩
الْواحِدِ يَفْنَى الْجَمْعَ وَالْعَدَدَ ، فَما أُحِسُّ بِدَمْعَةٍ تَرْقُئُ مِنْ عَيْنِي وَأَنِينٍ يَفْتُرُ مِنْ صَدْرِي عَنْ دَوارِجِ الرَّزايا وَسَوالِفِ الْبَلايا إِلّا مَثَّلَ بِعَيْنِي عَنْ غَوابِرٍ أَعْظَمِها وَأَفْظَعِها وَبَواقِي أَشَدّها وَأَنْكَرِها ، وَنَوائِبٍ مَخْلُوطَةٍ بِغَضَبِكَ ، وَنَوازِلٍ مَعْجُونَةٍ بِسَخَطِكَ » ؛ « اى آقاى من ! غيبت ( دورى ) تو خوابم را گرفته و خوابگاهم را بر من تنگ كرده و آرامش و راحت دلم را ربوده است . آقاى من ! غيبت تو مصيبتم را به مصيبت‌هاى دردناك ابدى پيوسته ، و از دست دادن يكى پس از ديگرى ، جمع و عدد را فانى مىسازد . پس احساس نمىكنم به اشكى كه در چشمم خشك مىگردد و ناله‌اى كه در سينه‌ام آرام مىگيرد ، مگر آنكه مصايب بزرگ‌تر و دلخراش‌تر و پيشامدهاى سخت‌تر و ناشناخته‌تر در برابر ديده‌ام مجسّم مىشود » . سدير گفت : عقل از سر ما پريد و دل‌هاى ما از غم و اندوه اين پيشامد هولناك و حادثه خطرناك پاره شد ، و گمان كرديم از اتّفاق ناگوار كوبنده‌اى اين چنين گريان و سوگوار است ، يا از روزگار به او مصيبتى رسيده است . عرض كرديم : خدا ديدگانت را نگرياند اى پسر خير الورى ! از چه پيشامدى اين‌گونه گريانى و از ديده اشك مىبارى ؟ چه حالى روى داده كه اين‌گونه سوگوارى ؟ حضرت چنان آه عميقى كشيد كه ناراحتىاش از آن افزون شد ، و فرمود : واى بر شما ، بامداد امروز در كتاب " جَفر " نگاه كردم و آن كتابى است كه علم مرگ‌ها و بلاها و آنچه واقع شده و تا روز قيامت واقع مىشود ، در آن مندرج است و خداى ، محمّد صلى الله عليه و آله و امامان بعد از او را به آن اختصاص داده است . و تأمّل كردم در موضوع
سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى) — صفحة 369 | الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني