چنانچه كسى گمان كند كه اگر به اين لفظ يا لفظ ديگر مىفرمود ، مورد شبهه اهل هوى نمىشد ، اشتباه است . حتّى مثلًا آيات قرآن مجيد كه در كمال صراحت بر توحيد - كه اساس دعوت قرآن كريم است - تأكيد دارد ، اشخاصى آنها را به معناى شركآميز و موافق با آراى باطله خود معنى مىكنند .
ميزان و حاكم در استفاده از كلام اشخاص ؛ قرآن و حديث ، عقل مستقيم و انصاف است كه شخص بايد حقايق را بر اساس آن ، از نصوص موجود استخراج نمايد .
استعمال لفظ « خليفه » در بعض روايات
ثانياً ، در روايات صحيحه متعدّد از اميرالمؤمنين عليهالسّلام تعبير به « خليفه » شده است كه از نخستين موارد آن اوائل بعثت ، هنگام نزول آيه كريمه ( أنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الأقْرَبينَ « 1 » مىباشد .
در حديث متواتر ثقلين - كه بر وجوب ارجاع امّت به عترت پيغمبر صلّىالله عليه و آله و سلّم صراحت دارد و امان از ضلالت و گمراهى ، منحصر به آن اعلام شده - در بعضى الفاظ آن صريحاً حضرت رسول صلّىالله عليه و آله و سلّم فرمود : «
إنّى تَارِكٌ فِيكُمْ خَليفَتَيْنِ
» « 2 »
با اين همه ، شخصى كه در تاريخ ، حديث ، جوامع ، سنن و صحّاح اهل سنّت تخصّص دارد ، در مىيابد از موضوعاتى كه
هامش
( 1 ) سوره شعراء ، آيه 214
( 2 ) امان الائمة من الضلال و الاختلاف تاليف نگارنده ، ص 128