تعبير به خلافت و جانشينى ، در افاده ولايت بر امور ، اصرح ، رساتر و گوياتر است ، زيرا اگر مفهوم خلافت ، جانشينى در امامت ، الگو و اسوهبودن و رتق و فتق امور شرعيّه و بيان احكام حلال و حرام و رسيدگى و سرپرستى و حكومت بر انام باشد ، لفظ ولايت در دلالت بر اين جهت خلافت - كه همان حكومت و مديريّت جامعه باشد - افصح و اصرح است .
بنابراين چون نظر افرادى كه براى غصب خلافت و حكومت حزبسازى كرده و با هم تبانى كرده بودند به اين علّت بود و با ساير مفاهيم خلافت ، معارضه مستقيم نداشتند ، در « خطبه يوم الغدير » و « حديث ولايت » اين بُعد از امامت و خلافت در اين جملات مورد عنايت قرار گرفت و شبهههاى نامقبولى كه در مفهوم مولى و ولى شده است ، همه در زمانهاى بعد ، بر خلاف تمام قراين حاليّه و مقاليّه اين موضوع ابداع شد .
به هر حال ، اين جملات مشهور از خطبه غدير در اثبات ولايت اميرالمؤمنين عليهالسّلام و اتمام حجّت بر همگان كافى و وافى است و ثابت مىكند كه اجتماع آن گروه در سقيفه بنىساعده با وجود
مَنْ ثَبَتَ لَهُ الولايَةُ عَلى الأنْفُسِ وَ الأمْوالِ بِنَصٍّ مِنَ اللهِ تَعَالى وَ رَسُولِهِ
صلىالله عليه و آله ، يك معارضه آشكار با خدا و پيغمبر و انحراف ظاهر از حق بود ؛
ولاحول و لاقوة إلا بالله العليّ العظيم و إنّا لله و إنّا إليه راجعون
.
پيام غدير (فارسى) — صفحة 48
مساهمون: الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
ص٤٨