مىكردند ، و بالأخره اگر هر تأكيد و تصريحى مىشد ، اصل مسأله نظام و حكومت را خارج از محدوده رسالت مىشمردند و آن را يك رأى شخصى رسول اكرم صلىالله عليه و آله و سلّم معرّفى مىنمودند و اجتهاد خود را حاكم بر آن قرار مىدادند .
اهل نظر و تحقيق با اينكه مىبينند وقتى رسول خدا صلىالله عليه و آله و سلّم دوات ، قلم و كاغذ مىخواهد تا آن وصيّتى را كه با عمل به آن هرگز امّت گمراه نگردند ، بنويسد و با اين كه كلامش در نهايت صراحت بود و هيچگونه توجيه و تأويل بر نمىداشت و ردّ آن ممكن نمىنمود ، با آنگونه القاى شبهه روبرو گرديد كه «
غَلَبَ عَلَيْهِ الوَجَعُ
» « 1 » يا «
إنَّ الرَّجُلَ لَيَهْجُرُ
» « 2 » گفتند و با اين بيان ، در كمال وقاحت بدان حضرت اعلام كردند كه اگر هم بنويسى و وصيّت بنمايى ، ما با شبهه هذيانگويى آن را ردّ مىكنيم . پس اگر بعد از اين شبهه هم وصيّت خود را مىنوشت ، آن را معتبر نمىشمردند .
از اين رو ديگر نبايد انتظار داشت كه اهل هواهاى نفسانى و جاهطلبان مغرض با الفاظ و كلمات بازى نكنند و ظاهر و صريح آنها را مورد شبهه و ايراد قرار ندهند .
هامش
( 1 ) 1 و 2 . اشاره به روايت : « لَمَّا احْتُضِرَ النَّبِى وَ فِى بَيْتِهِ رِجَالٌ فِيهِمْ عُمَرُ بْنُ الْخَطَّابِ فَقَالَ النَّبِى : هَلُمُّوا أَكْتُبْ لَكُمْ لَنْ تَضِلُّوا بَعْدَهُ أَبَداً . فَقَالَ عُمَرُ بْنُ الْخَطَّابِ : إِنَّ النَّبِى قَدْ غَلَبَ عَلَيْهِ الْوَجَعُ وَ عِنْدَكُمُ الْقُرْآنُ حَسْبُكُمْ كِتَابُ رَبِّكُمْ . » و « قَالَ عُمَرُ : إِنَّ الرَّجُلَ لَيَهْجُرُ » / صحيح مسلم ، جلد 3 ، كتاب الوصية ، حديث 1259 - 1257 ؛ صحيح بخارى ، جلد 5 ، صفحه 127 و ديگر مصادر شيعه و اهل سنّت .
( 2 )