معايب نظامات ديگر كه از سوى بشر در گذشته و حال عرضه شده و مىشود سخن بگوييم ، اين گفتار طولانى مىشود لذا خوانندگان عزيز را به كتابهايى كه پيرامون اين موضوع نوشته شده ارجاع مىدهيم .
بر اساس عقايد توحيدى كه حاكميت مختص الله است و هيچكس بر ديگرى و حتى بر خودش بدون اعطاى ولايت از سوى خدا ولايت ندارد و قبول اينگونه ولايتها بر امور اگرچه به صورت به اصطلاح دموكراتيك ، يعنى حكومت مردم بر مردم باشد با عقيده به توحيد و حاكميت الله نه توجيهشدنى است و نه قابل قبول .
بنابراين برحسب اين عقيده توحيدى ، تعيين نظام و ايجاب اطاعت از آن بايد از جانب خدا باشد و استبداد به امر و دخالت در تعيين نظام و حاكم هرچند شرك صريح نباشد در حقيقت مشاركت و دخالت در امرى است كه خاصّ خداوند متعال مىباشد .
و با اين توضيح ، بديهى است نظامى كه از جانب خدا منصوب مىشود نظامى است كه خلافت از خدا دارد و رهبر آن خليفة الله است و هيچكس غير از معصوم صلاحيت اين رهبرى ، خلافت و امامت را ندارد . لذا ، هم از لحاظ اينكه اصل تعيين نظام و حاكم - چنانكه عرض شد - حق الهى است ، و هم از جهت اينكه صاحب مقام عصمت ، و اين قوه ملكوتيه را غير از خدا كسى نمىشناسد ، اين نظام معصوم و حكومت معصومه ، و رهبر معصوم او را فقط خدا معرفى و منصوب مىفرمايد .
بر اين اساس پيغمبر اكرم صلىالله عليه و آله و سلم شخصيتهايى را كه از هر جهت ، صلاحيت اين رهبرى را دارند معرفى فرمود و در روايات متواتر اثنىعشر كه از طريق عامه و از جمعى از اصحاب روايت شده و
پيام غدير (فارسى) — صفحة 30
مساهمون: الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
ص٣٠