عقبماندگان جمعيت برسند و سپس پيام خود را اعلام فرمود ، چنان اعلامى در مورد على عليهالسّلام براى چه امرى غير از ابلاغ رهبرى و ولايت آن حضرت مىتوانست انجام گيرد ؟
پرسش پنجم
تواريخ گوياى اين واقعيتاند كه روش امويان و عبّاسيان ، در تجاهر به فساد ، فحشا ، ارتكاب مناهى و انواع فسق فجور تا آنجا رسيد كه در عهد جاهليت هم زشتى رفتار هيچيك از امپراطوران ، قيصرهاى جابر روم و شاهنشاهان خود كامه ايران به آن پايه نرسيده بود و خود ، احياگر همان رسوم و عاداتى شدند كه اسلام به شدّت با آنها به مبارزه برخاسته بود . شمّهاى از آن مفاسد در تاريخ بنىعباس و بنىاميه و دربار آنها ثبت است .
اگر رهبرى امت بعد از پيغمبر صلىالله عليه و آله و سلّم در اختيار افرادى قرار مىگرفت كه اهليت ادامهدادن به خط و سيره آن حضرت را داشتند اوضاع فاسدى كه اسلام بر آنها خط بطلان كشيد و خلاف آن را در عمل ارائه داد تجديد نمىشد و مدينه مردمى و متواضعى كه از پيغمبر صلىالله عليه و آله و سلم به جاى ماند به دمشق ، معاويه ، يزيد ، وليد ، ساير بنى اميه ، بغداد ، منصور مستكبر ، هارون جابر و دگر ملوك بنى عباس و قسطنطنيه يا سلاطين عثمانى ، غرناطه ، قرطبه اسپانيا و پايتختهاى ديگر تبديل نمىشد .
امّا شد و چهارده قرن همهجا عرصه گنهكارىها ، بىپروايىها ، حرامخوارىها ، اسرافها ، عياشىها و انواع فساد در برابر چشم مردم