خود درك مىكنيم اين است كه بايد به اين مسأله بيشتر از بسيارى مسائل توجه شده باشد .
آنچه از تاريخ استفاده مىشود اين است كه شخص پيغمبر صلّىالله عليه و آله و سلّم اين موضوع بسيار مهم را مىدانسته كه فقط با انتخاب الهى ، تكليف پيامبر ، مشخّص مىشود . به عنوان نمونه يكى از سران كفّار در آغاز بعثت ، مسلمانشدن خود و قبيلهاش را مشروط به شرايطى كرده بود كه از آن جمله يكى اين بود كه پس از پيغمبر صلّىالله عليه و آله و سلم جانشين و خليفه آن حضرت باشد كه حضرت اين شرط را با ذكر اين دليل كه تعيين جانشين پيامبر با خدا است قبول نفرمود .
پرسش دوم
برحسب آيه كريمه ( الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ . . . ) تا پيش از روز نزول اين آيه و حصول سبب نزول آن ، دين كامل نبوده و نعمت خدا تمام نشده بود . سؤال اين است كه امرى كه دين ( يعنى مجموعه تعاليم و دستورات دينى از اعتقادى و عملى ) به آن كامل شده است حتماً نه يك حكم جزئى و كوچك بلكه امر بسيار مهمّى بوده كه اعلام آن سبب نزول اين آيه شريفه شده است ، و غير از رهبرى امت و ولايت كه در روز غدير ابلاغ شد چه امر مهمّ ديگرى باقى مانده بود كه رسماً اعلام نشده باشد تا ابلاغ آن بتواند موجب اكمال دين و اتمام نعمتگردد ؟