مناجات اميرالمؤمنين عليه السلام
شب به گوش آمدم از سوى حجاز
ناله و صوت مناجات و نياز
نالهاى كز دل پاكى خيزد
حالت شوق و نشاط انگيزد
نغمهاى روح نشين جان پرور
اندر آن سرّ حقيقت مضمر
ناله پرشور و صدا پرسوز است
شب ز انوار تجلّى روز است
رهروى حاكم مُلك و ملكوت
بندهاى واقف سرّ لاهوت
عاشقى مست ز صهباى وصال
گشته با خالق خود گرم مقال
حمد مىگفت و ستايش مىكرد
بر در دوست نيايش مىكرد
نالهى نافذ سوزانى داشت
حالت زار پريشانى داشت