و در ادامهء همين خطبه مىفرمايد :
لا يَثلِمُهُ العَطاءُ ، وَ لا يَنقُصُهُ الحِباءُ ، وَ لا يَستَنفِدُهُ سائِلٌ ، وَ لا يَستَقصيهِ نائِلٌ . وَ لا يَلويهِ شَخصٌ عَن شَخصٍ ، وَ لا يُلهيهِ صَوتٌ عَن صَوتٍ ، وَ لا تَحجُزُهُ هِبَةٌ عَن سَلبٍ ، وَ لا يَشغَلُهُ غَضَبٌ عَن رَحمَةٍ ، وَ لا تُوَلِّهُهُ رَحمَةٌ عَن عِقابٍ ، وَ لا يُجِنُّهُ البُطونُ عَنِ الظُّهورِ ، وَ لا يَقطَعُهُ الظُّهورُ عَنِ البُطونِ .
هيچ عطايى به او صدمه نمىزند ، و هيچ كرمى از او نمىكاهد ، و هيچ خواهندهاى او را تمام نمىكند ، و هيچ بخششى او را به پايان نمىرساند ( يعنى خزاين كرَم و عطاى او با بخشش كم نمىشود و هرچه از او بخواهند ، خواستهها و سؤالات كمتر از آن است كه در دارايى او اثر بگذارد ) . پيچيده و مشغول نمىسازد او را شخصى از شخص ديگر ، و بازنمىدارد او را صدايى از صداى ديگر ، و مانع نمىشود او را بخششى از سلب و بازگرفتن ( كه در عين منع ، عطا مىكند و در عين محرومساختن ، بخشش دارد ) ، و مشغول نمىسازد خشم گرفتن او را از رحمت ، و باز نمىدارد رحمت او را از عِقاب ، و پنهان نمىدارد پنهان بودن او را از ظهور ، و قطع نمىكند ظهور و آشكار بودن او را از بطون ( در عين خفا ، در كمال ظهور است و در عين ظهور ، در كمال خفا ) .
و نيز در اين خطبه است :
دانَ وَ لَم يُدَن . لَم يَذرَإِ الخَلقَ بِاحتيالٍ ، وَ لَااستَعانَ بِهِم لِكَلالٍ .
جزا مىدهد و جزا داده نمىشود . موجودات را به وسيلهء حيله و مكر خلق نفرمود ، و به جهت ضعف و خستگى از ايشان كمك و استعانت نخواست ( يعنى كمك جستن براى بر طرف كردن ضعف است كه خدا از آن منزّه است .
الهيات در نهج البلاغه (فارسى) — صفحة 321
مساهمون: الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
ص٣٢١