تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سير حوزه هاى علمى شيعه (فارسى) — صفحة 79

مساهمون:

ص٧٩
مملكت از حيث نظام حكومتى در حكومت خاندان آل سعود و از حيث نظام مذهبى در خاندان محمد بن عبدالوهاب و به قول خودشان آل شيخ باشد ؛ از اين لحاظ كشور و سرزمين حجاز را كه به اسلام تعلق دارد و مركز ظهور شمس وجود محمدى و مطلع نور جهانگير اسلام است ، به خود منتسب كرده و به عربستان سعودى نام گذارده‌اند و ديگران را از نيل به حكومت و حق مداخله در سياست كلى مملكت ، محروم و كشورهاى اسلام را كه به هيچ رنگ و شخصى منتسب نيست ، به خصوص عربستان را به سعود نسبت داده و تجزيهء ممالك اسلامى را با اين عمل امضا كرده‌اند . شرح زيان‌هاى اين برنامه و مخالفت آن با نظام‌هاى اسلامى كه شيعه و اهل سنت معتقدند طولانى است در اينجا به عنوان جملهء معترضهء اين مطالب ذكر شد . كوتاه سخن اين است كه مدارس بغداد و ديگر شهرها و نظاميهء بغداد و نيشابور به طور حتم از حوزه‌هاى علمى شيعه متأثر شده و استفاده كرده‌اند اما از ارتباط مستقيم مدرسه‌هاى نظاميهء بغداد و نيشابور در حال حاضر ، چيزى به خاطر ندارم . در مقايسه اين مدارس با حوزه‌ها و مدارس شيعى بايد گفت كه اين مدارس تحت برنامهء خاص و محدوديت‌هايى كه حكومت‌ها بر آنها وارد مىكردند علوم را از مؤيدان حكومت‌هاى جبار و مصوبان سلطنت بنىاميه ، بنىعباس و محدثان دربارى اخذ نموده‌اند و از اين جهت در كلام ، فقه و حديث ، مكتب‌هاى خاصى به وجود آورده‌اند كه تا ممكن است از اهل بيت پيغمبر صلى الله عليه وآله فاصله داشته باشد . اما حوزه‌هاى شيعى براساس بحث و بررسى ، تحقيق آزاد و دور از نظارت حكومت‌هاى جبار را از آغاز كار حتى در موقعى كه ابوبكر و عُمر كتابت و نوشتن حديث و علم را ممنوع كرده و بر آن به شدت مؤاخذه مىنمودند ، شروع كردند و هر چه جلو آمدند تحقيقات و پيگيرىهايشان حقيقت اسلام ، اتقان و استحكام نظامات اسلام را بيشتر جلوه داد .