تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سير حوزه هاى علمى شيعه (فارسى) — صفحة 78

مساهمون:

ص٧٨
ادلهء شيعه نموده و در اين مسائل ، مذهب شيعه را اختيار كرده‌اند « 1 » و در آينده ، تقريب بيشتر را - ان‌شاءالله - استقبال خواهيم كرد . شايد اطلاع داشته باشيد كه چندى پيش در عصر زعامت رهبر بزرگ عالم تشيع ، حضرت آيت الله بروجردى طاب ثراه ، رئيس جامع الازهر ، شيخ محمود شلتوت « 2 » در فتواى تاريخى خود به تمام جهان اسلام ، ابلاغ كرد كه : « تمسك و عمل به مذهب شيعه جعفرى جايز و بىاشكال است » . « 3 » بنابراين ارتباط بين شيعه و اهل سنت هميشه موجود بوده و هست و اين ارتباط هر چه بيشتر شود ، شيعه را به برادران اهل سنت بيشتر معرفى خواهد كرد و پرده‌هاى تاريكى را كه سياست‌هاى استعمارى به چهرهء زيباى تشيع انداخته و موانعى را كه ايجاد كرده بودند - ان شاء الله - از ميان خواهد برد . شيعه همواره كتاب‌هاى براداران اهل سنت را مطالعه كرده و به آنها مراجعه مىنمايد و در كتابخانه‌هاى آنها در قم ، نجف اشرف و ساير مراكز ، كتاب‌هاى اهل سنت در هر موضوع وجود دارد و بررسى و تحقيق در مسائل مذهبى آزاد است . اما در برخى از كشورهايى كه تحت نظر اهل سنت ، به خصوص فرقهء مستحدثه وهابيه اداره مىشود ، مانند عربستان سعودى ، ورود و مطالعه كتب شيعه به شدت ممنوع شده و حكومت از بيدارى و آگاهى مردم سخت هراس دارد در حالى كه در پخش كتاب‌هايى كه افكار را گمراه و مسلمان‌ها را به خصومت داخلى گرفتار مىكند اصرار دارند و با اينكه دعوى اسلام و توحيد دارند و از عدالت اسلام و نظام آن سخن مىگويند عقايد خرافى مجسمه را ترويج نموده و در نظام حكومتى و مذهبى برنامهء بىسابقه‌اى را دنبال مىكنند كه هر مسلمان آزادمنش و صاحب بينش اسلامى از آن بيزار است و با توافق و معاهده‌اى كه محمد بن عبدالوهاب « 4 » با سعود « 5 » نموده ، قرار بر اين گذارده‌اند كه
هامش
( 1 ) . نك : مستبصرون ، سيد مصلح الدين مهدوى ، المتحولون ، هشام آل قطيط ، چاپ دار المحجهء البيضاء ؛ لماذا اخترنا مذهب ، ترجمه محمد محمد اشتهاردى ؛ موسوعهء من حياهء المستبصرين ، چاپ مركز الأبحاث العقائدية . ( 2 ) . مرجع اعلاى عالم تسنن ، يكى از بنيانگذاران فقه تطبيقى در دانشگاه الازهر و شخصيت اصلاحى قرن حاضر ، شيخ محمود شلتوت ( 1310 ق - 1383 ه - ) از علماى آزاد انديش و شجاع است كه درباره شخصيت و آثارش كتاب‌ها و مقالاتى در دست است از جمله : مشعل اتحاد ، ص 130 ( پيشوايان تقريب ، تنظيم معاونت فرهنگى مجمع جهانى تقريب ؛ مجله الاخاء العربيه ، ش 4 ، ص 45 ) ؛ سيماى فرزانگان آيت الله سبحانى ، ج 2 ، ص 571 . متن اين فتواى شجاعانه كه اولين فتواى يك عالم بزرگ اسلامى پيرامون رسميت همه مذهب اسلامى است در كتاب‌هاى زير آمده است : همبستگى مذاهب اسلامى ، ص 345 ؛ شيخ محمود شلتوت آيت شجاعت ، ص 80 ؛ تعدد مذاهب از ديدگاه فقها و انديشمندان مسلمان ، گردآورى و ترجمه سيد جلال ميرآقايى ، ص 148 ؛ مشعل اتحاد ، ص 132 ؛ رسالة الاسلام ، سال 11 ش م ؛ اسلامنا ، ص 59 ؛ تتمه المراجعات ، ص 112 ؛ سيرى در تعاليم اسلام از محمود شتلوت ، ترجمه خليليان ، مقدمه ص 716 . ( 3 ) . عبارت او اين است : ان مذهب الجعفرية المعروف بمذهب الشيعة الامامية يجوز التعبد به شرعاً كسائر مذاهب اهل السنة فينبغى ان يعرفوا ذلك و أن يتخلصوا من العصبية به غير الحق ؛ مذهب جعفرى ، معروف به مذهب شيعة اماميه ، مذهبى است كه تعبد به آن شرعاً جايز است ، همانند مذهب اهل سنت ، لذا سزاوار است بر مسلمانان كه آن را شناخته و از تعقيب به ناحق نسبت به مذاهبى معين خلاصى يابند . اين فتوا مورد توجه ديگر دانشوران عامه قرار گرفته و آن را تأييد كرده‌اند از جمله : دكتر محمد فحام نك : فى سبيل الوحدة الاسلامية ، ص 64 ؛ شيخ محمد غزالى . نك : دفاع عن العقيدة والشريعة ، ص 257 . عبدالرحمن بخار . نك : فى سبيل الله الوحدة الاسلامية ، ص 66 ؛ تقريب مذاهب ، از نظر تا عمل ، ص 53 . ( 4 ) . محمد بن عبدالوهاب احياگر انديشه‌هاى ابن تيميه و پيشواى مذهب وهابى در سال 1111 ه - تولديافت در 1207 وفات كرد . براى تحصيل علم به بصره ، شام ، حجاز و ايران مسافرت كرد و پس از آن به « نجد » بازگشت و به اظهار عقايدسخيف و خرافى خود پرداخت و مسلك خود را كه به عنوان « وهابيت » نام گرفت ، رواج داد . محمد بن سعود جد اعلاى پادشاهان سعودى احساس كرد مىتواند از وجود او براى توسعه قلمرو خود كمك گيرد و از اين روى : خدنگ ماركش با مار شد جفت . براى آگاهى بيشتر از تاريخ پر ماجرا و عقايد وهابيت مىتوانيد به كتاب‌هايى كه در چهار شماره مجله مكتب اسلام سال 29 ، شماره 14 تا 4 معرفى كرده‌ايم مراجعه فرماييد . ( 5 ) . محمد بن سعود ( م 1179 ه - . ق ) در سال 1157 با هيأت اعزامى محمد بن عبد الوهاب در « درعيه » مذاكره كرد و با وى پيمان بست كه در راه اصلاحات دينى بر شيوهء وى صميمانه بكوشد . اين پيوستگى و احترام و عقيده بعدها در فرزندان و جانشينان محمد بن سعود ، يعنى عبدالعزيز و سعود ادامه يافت .