طاهره است . درست تصور فرما كه حالت آنحضرت و اهل بيت او در آن حال چگونه و چه بوده ، در صورتىكه مىدانستند ديگر آنحضرت را نخواهند ديد مگر با سر بريده و تن در خاك و خون آغشته ؛ نه يارى ، نه مددكارى ، همه غريب و بىكس و بىيار و يك بيابان دشمن قسى القلب بىرحم .
قالت سكينة : يا ابتاه ! استسلمت للموت
؛ سكينه عرض كرد : اى پدر بزرگوار ! آيا تن به مرگ در دادهاى ؟
فرمود :
كيف لايستسلم للموت من لاناصر له ولا معين ؛
چگونه تن به مرگ در ندهد كسى كه يار و ياورى ندارد ؟
سكينه بر سر زد و بَناى ناله و نوحه را گذاشت .
امام حسين عليه السلام فرمود :
لاتحرقي قلبي بدمعك حسرة مادام مني الروح في جثماني ، فاذا قتلت فانتِ اولى بالذي تأتينه يا خيرة النسوان ؛
سكينه جانم ، اى جانان بابا * مسوزان ز اشك خونين جان بابا
مريز از ديدگان بر ماه ، گوهر * توئى بر آسمان حلم ، اختر
شوم چون كشته من بر دست كفار * توئى اولى به گريه بر من زار
چو بينى پيكرم را پاره پاره * بريز از ديدگان بر مه ستاره
چو ديدى سرنگون گرديدم از زين * بريز از چشمحقبين ، اشك خونين
تو اى صافى مگو ديگر از اين غم * كه شد گيتى سراسر درد و ماتم