در حالى كه تمام اجزا و اعضاى جهان ، از اتم تا كهكشانها و هر جرم و كرهاى كه از آن بزرگتر يا كوچكتر نيست ، همه به قدرت الهى در حركت و سير و گردشند ، و اين حركت تكوينى در خود انسان و در اعضا و اجزاى ذرات وجودش ، در جريان است ؛ همه با زبان بىزبانى ، هشدار مىدهند كه در عرصه اراده و اختيار نبايد از قافله حركت باز ماند ، بايد حركت كرد ، به جلو رفت و سكون و توقف جايز نيست .
حيف است كه انسان اين همه مواعظ و هشدارها را با گوش دل نشنود ، و عمرش را به غفلت و بطالت و عبث و بازى تمام كند .
در احاديث شريفه است كه : « هر كس دو روز او مساوى باشد ، مغبون و زيانكار است و هر كس امروزش از ديروزش بدتر باشد ، ملعون است . » « 1 »
هر چه مىبينيم ، همه به ما مىگويند به هوش باشيد كه وقت مىگذرد ، فرصت از دست مىرود ؛ جوانى را پيرى ، تندرستى را بيمارى و زندگى را مرگ و ممات در پى است ؛ تا فرصت هست و توان داريد به پا خيزيد و براى راهى كه در پيش داريد و بسيار دور و دراز است ، زاد و توشه فراهم نماييد ، فراموش نكنيد كه اميرالمؤمنين ، عليه السلام ، مىفرمايد :
« كَفي بِذلِكَ واعِظاً لِمَنْ عَقَلَ وَ مُعْتَبِراً لِمَنْ جَهِلَ » . « 2 »
هامش
( 1 ) . معانىالاخبار ، ص 342 ؛ قالَ الصّادِقُ ، عليه السلام : مَنْ اسْتَوى يَوْماهُ فَهُوَ مَغْبُونٌ وَ مَنْ كانَ آخِرُ يَوْمَيْهِ خَيْرَهُما فَهُوَ مَغْبُوطٌ وَ مَنْ كانَ آخِرُ يَوْمَيْهِ شَرَّهُما فَهُوَ مَلْعُونٌ .
( 2 ) . نهج البلاغه ، خطبه 190 ؛ اين اندازه پند ، خردمند را كفايت است و نادان را مايه عبرت .