افرادى پيدا شدند كه بواسطه بعضى جهات و عذرهاى صحيح يا بهانههاى غلط به اين اتحاد و يگانگى نرسيدند ، قانون بر آنها حاكم شود و آنها را منظم سازد ، براى هر يك از زن و شوهر نسبت به هم حقوقى مقرّر شده است كه برحسب آن ، نظام خانواده و زوجيت باز هم محفوظ بماند و در سايه اين حقوق و قانون با هم همزيستى داشته باشند ؛ برحسب اين حقوق هيچ زن و مردى موظف نيستند كه از گذشتههاى خوب و بد و سوابق زندگى خود يكديگر را مطلع سازند ، بايد هرچه مىگويند و عمل مىكنند ، همه موجب قوت اتحاد و خوشبينى آنها به يكديگر باشد .
مسأله اينكه تا در خانه پدر هستيد بايد چگونه باشيد ، اين جزييات را با توافق با هم و ملاحظه خير و صلاح يكديگر ، در حالى كه يك واحد هستيد ، حل
نماييد . نه او جمود بر حقى كه دارد داشته باشد و نه شما در موضوعى كه در بين است ، اصرار كنيد .
مرد بايد دستور « الْمُؤْمِنُ يَأْكُلُ بِشَهْوَةِ اهْلِهِ وَ الْمُنافِقُ يَأْكُلُ بِشَهْوَتِهِ » « 1 » را در رابطه با زن رعايت كند ، زن هم بايد خود را موظف بداند كه يا اخلاقاً و يا حقاً و شرعاً ، رضايت شوهر را فراهم نمايد .
اميد است با اين توضيحات اين روابط گرمى كه بين شما و
هامش
( 1 ) . كلينى ، محمّد ؛ كافى ، ج 4 ، ص 12 ؛ مؤمن ، آن گونه غذايى را مىخورد ، كه موافق ميل همسر و فرزندانش است ولى منافق ، در غذا خوردن ، فقط به رأى و نظر خود ، توجّه مىكند .