تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آينه جمال (فارسى) — صفحة 25

مساهمون:

ص٢٥

فصل چهارم : باران سخاوت

مولاى نيازمندان

حسين عليه السلام ، نماز را به جاى آورد و بيرون آمد . اعرابى تنگدستى را مشاهده نمود ، برگشت و قنبر را صدا زد . قنبر گفت : لَبَّيْكَ يَابْنَ رَسُولِ اللهِ . فرمود : « از پول مخارج ما چقدر مانده است ؟ » عرض كرد : « دويست درهم كه فرمودى در بين اهل بيت ، قِسمت كنم . » فرمود : « آن را بياور ! كسى آمده كه از آنها به آن پول سزاوارتر است . » سپس آن پول را گرفت ، بيرون آمد و به اعرابى داد .