تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آفتاب مشرقين (دفتر شعر عاشورايى) (فارسى) — صفحة 38

مساهمون:

ص٣٨
پيمبر است غمين و على عزادار است به روضه ، حضرت زهرا در التهاب شده است مگر حسين ز ميدان دوباره بهر وداع به سوى خيمه‌گه زينب و رباب شده است دريغ و درد كه از سنگ كينهء دشمن ز خون ، محاسن نورانيش خضاب شده است مگر كه حضرت عبّاس باز از پى آب براى تشنه لبان پاى در ركاب شده است مگر كه اصغر بىشير خستهء مظلوم به ضرب تير ستم پيشگان به خواب شده است مگر يگانه شبيه نبى ، على اكبر به عزم يارى دين ، باز بر عقاب شده است ز ظلم دشمن دين گر چه روز عاشورا ز رحم وعدل وشرف ، چهره درحجاب شده است ز قتل سبط پيمبر اگر به ظاهر حال يزيد پست فرو مايه كامياب شده است