آفتاب مشرقين
صلى الله عليك يا مولاى يا اباعبدالله
اشعار ذيل به عنوان زبان حال حضرت سيدالشهداء عليه السلام پس از شهادت ، سروده و تقديم شده است و چون زبان حال آن نخبهء عالم آفرينش را فقط نخبگان جهان وجود مىتوانند بيان كنند و ما به هر زبان هر چه بگوييم اگر با صد زبان هم بگوييم ازعهدهء زبان حال شخصيتى الهى كه ملائكهء مقرّب را حالات و مقاماتش در شگفتى انداخته بر نخواهيم آمد از اينكه اين اشعار را به اين عنوان عرض مىكنيم از صاحبان بصيرت و معرفت ، معذرت مىخواهيم و با اين شعر عذر خود را مقبول مىسازيم :
تو را چنان كه تويى هر نظر كجا بيند ؟
به قدر بينش خود هر كسى كند ادراك
من حسين سرجدايم * كشتهء راه خدايم
شافع روز جزايم * خامس آل عبايم
من حسين حقپرستم * من خدا را عين و دستم
بر همان عهد الستم * تا ابد بر جاى هستم
من حسين سرجدايم * كشتهء راه خدايم