تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آفتاب مشرقين (دفتر شعر عاشورايى) (فارسى) — صفحة 37

مساهمون:

ص٣٧

انقلاب محرّم

محرّم است و جهان پر ز انقلاب شده است به شيون و غم و اندوه شيخ و شاب شده است ز بانگ شور برانگيز القيام و جهاد قلوب اهل ستم اندر اضطراب شده است ز مكتب كَرَم و نهضت و عزاى حسين الى الابد به سوى خلق ، فتح باب شده است به مُلك عزّت نفس و ثبات و قوّت دين شهيد كرب و بلا مالك الرّقاب شده است براى اهل بيت پيمبر كنار شطّ فرات ز جور فرقهء كفّار ، قحط آب شده است