فشارهاى كافران مىگريزند ، در اينجا خداوند پيامبر را از اين منفى گرايى بر حذر مىدارد كه مىگويد :
«
فَلا تُطِعِ الْكافِرِينَ وَ جاهِدْهُمْ بِهِ جِهاداً كَبِيراً
- از كافران اطاعت مكن ، و به حكم خدا با آنها جهاد كن ، جهادى بزرگ . » يعنى با سلاح قرآن با كافران جهادى بىامان كن . يكى از مفسّران گويد كه جهاد اكبر در اينجا همان جهاد كلمه و حجّت آوردن است ، ولى روند مطلب بر اين تفسير دلالت نمىكند ، زيرا تعبير در اين مورد شاملتر از آن است كه تنها بر جهاد كلمه دلالت كند ، چه وقتى مؤمن فرمانبردارى از كافران يا تسليم شدن به افكار و فشارهايشان را رد مىكند ، اين امر او را به فرورفتن در معركهها با آنها مىكشاند كه او را بر آن مىدارد كه به صورت جهاد اكبر وارد پيكار ، از هر گونه و در جهات گوناگون شود . و كافران بايد بدانند كه مخالفتشان با رسالت آنها را از دو جانب در معرض خطر قرار مىدهد : از جانب خدا و پيامبر و از جانب مؤمنان . و گمان نكنند نعمتهايى كه مىترسند با آوردن ايمان از دستشان برود در صورتى كه هم چنان نسبت به وحى كفر ورزند ، برايشان پايدار خواهد ماند هرگز . . . چه به زودى پيامبر جهادى بزرگ را بر ضدّ آنها اعلان خواهد كرد ، خواه با كلمه و سخن صاعقه آسا و خواه با شمشير برّان يا با وسايل فشار آورندهء ديگر .
مىپرسيم كلمهء « به » در اينجا چه معنى مىدهد ؟ پاسخ : همانا قرآن خود روش جهاد فرهنگى و سياسى و اقتصادى و نظامى است ، پس جهاد به وسيلهء قرآن فراگير و متكامل و پىگير مىشود .
/ 457 [ 53 ] پروردگار ما را از ذات متعال خود بر حذر داشته ، و قدرت گستردهء خود را به ما ابلاغ كرده ، و ما را با نشانههايش در آفرينش يادآور شده است . پس آيا از او پروا نكنيم و نهراسيم ؟ بگذار در كتاب طبيعت نامهاى پروردگار مسلّط مقتدر خود را بخوانيم . . . بگذار پردههاى ظاهر را به سوى حقايق پنهان بر دريم : اين آبهايى را كه نزديك است به هم بياميزد ، پروردگار در مجراهاى خود در دو درياى مختلف ، يكى شيرين و گوارا و ديگرى شورابى سخت گزنده به جريان انداخته ، و