تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 317

مساهمون:

ص٣١٧
يهودى است و نه نصرانى . «
يَكادُ زَيْتُها يُضِيءُ وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نارٌ
- روغنش روشنى بخشد هر چند آتش بدان نرسيده باشد » گفت : دانايى كه از آل محمد است / 317 پيش از آن كه دانشى را از او بپرسند ، خود از آن سخن مىگويد . « نور على نور - نورى افزون بر نور ديگر » : يعنى امامى مؤيّد به نور دانش و حكمت از پى امامى ديگر از آل محمد ( ص ) و اين از روزگار آدم باشد تا قيام قيامت ، پس ايشان سفارش شدگانى هستند كه خداى عزّ و جلّ آنان را در زمين خود جانشينانى ساخته و حجّتهاى خود بر آفريدگانش قرار داده است ، و زمين در هيچ عصرى از يكى از آنان تهى نمىشود » . « 28 » «
يَكادُ زَيْتُها يُضِيءُ وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نارٌ
- روغنش روشنى بخشد هر چند آتش بدان نرسيده باشد . . . » انسان درست و معتدل - داراى عقل پاكيزه - داراى علمى پاكيزه ، به دور از هواها و خرافات است . پس نفس او بى آلايش و شفّاف است و به كوچكترين اشاره‌اى مىنگرد تا حقايق را كسب كند ، و اين آيه - چنان كه به نظر من مىرسد - بدين اشاره مىكند كه تقوى - كه همان روغن چراغ زلال و پاكيزهء وحى است - همانا طريق هدايت و راه شناخت و معرفت ، و مهد حكمت و استوار انديشى است ، پس روشنى حقايق را براى بشر مىافزود ، و گر چه آتش وحى و نورش بدان نرسيده باشد ، از اين رو پروردگار ما پس از آن گويد : «
نُورٌ عَلى نُورٍ
- نورى افزون بر نورى ديگر . . . » پس نور وحى از نور تقوى نيرو و سوخت مىگيرد ، و وحى به نور عقل فزونى مىيابد ، جز اين كه توفيق هدايت ناگزير بايد از جانب خداى سبحان برسد . «
يَهْدِي اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ يَشاءُ
- خدا هر كس را كه بخواهد بدان نور راه مىنمايد . . . »
هامش
( 28 ) - همان مأخذ ، ص 604 .