براى آسايش و خانهاى امن و آرام سازد ، لعان را وضع و تشريع كرده است كه رابطهء ميان زن و شوهر را به طور ابدى و هميشگى نهى مىكند . راويان داستانى جالب توجّه دربارهء نزول اين آيه كه بعضى از احكام لعان را بيان مىكند ، ذكر كردهاند كه چگونگى چارهجويى اسلام را در مورد مشكلات اجتماعى منعكس مىسازد . اين روايت كه مفسّر معروف على بن ابراهيم آن را نقل مىكند مىگويد كه اين آيه دربارهء لعان نازل شده ، و سببش آن است كه چون پيامبر ( ص ) از غزوهء تبوك بازگشت ، عويمر بن ساعدهء عجلانى كه از انصار بود نزد حضرتش آمد و گفت : اى پيامبر خدا شريك بن سمحا با زن من همبستر شده و وى از او باردار گشته است .
پيامبر ( ص ) از او روى بگردانيد ، امّا او سخن خود را تكرار كرد ، ديگر بار پيامبر از او روى بگردانيد تا چهار مرتبه چنان كرد ، آن گاه پيامبر ( ص ) به خانهء خود رفت ، و آيهء لعان بر او نازل شد ، آن گاه عصر از خانهء خود نزد مردم آمد و به عويمر گفت :
همسرت را بياور كه خداى عزّ و جلّ دربارهء كار شما آيهاى فرستاده است . عويمر نزد زنش رفت و به دو گفت : پيامبر خدا تو را فرا خوانده است ، آن زن در ميان قوم خود مقام و شرفى داشت از اين رو همراه گروهى بيامد و چون وارد مسجد شد پيامبر ( ص ) به عويمر گفت : نزديك منبر بياييد و يكديگر را لعان كنيد . عرض كرد چگونه اين كار را بكنم ؟ پيامبر ( ص ) فرمود پيش بيا و بگو : خداى را گواه مىگيرم كه در نسبتى كه به زنم مىدهم از راستگويان هستم . / 268 وى پيش آمد و آن عبارت را بگفت . آن گاه پيامبر ( ص ) به دو گفت : اين عبارت را تكرار كن ، وى آن را تكرار كرد تا چهار مرتبه شد . سپس در نوبت پنجم به دو فرمود : لعنت خدا بر تو باد اگر در نسبتى كه به زنت دادهاى از دروغگويان بوده باشى . وى در نوبت پنجم گفت كه هر آينه لعنت خدا بر « وى » باد اگر در نسبتى كه به زن خود داده است از دروغگويان بوده باشد . « 7 » سپس پيامبر ( ص ) : بيگمان اگر دروغ گفته باشى اين لعنت شامل تو مىگردد .
هامش
( 7 ) - همان مأخذ ، ص 580 .