مىكنند ، به منزلهء عوضى از گواهان وضع و تشريع مىكند . لعان آن است كه از يك طرف شوهر چهار بار بر زنا كارى همسر خود گواهى مىدهد ، و هر بار گواهى او به منزلهء يك شاهد محسوب مىشود ، آن گاه در مرتبهء پنجم مىگويد در صورتى كه خود دروغ گفته باشد لعنت خدا نصيبش باد ، و از طرف ديگر ، زن چهار بار گواهى بر مبرّا بودن خود از آن تهمت مىدهد ، و در مرتبهء پنجم مىگويد كه اگر شوهرش در اتّهام زنايى كه به دو زده راست گفته باشد خشم و غضب خدا بر آن زن باد .
چرا ايراد تهمت زنا به زن خود با ايراد همان تهمت به زنى ديگر تفاوت دارد ؟ اين تفاوت به سبب وجود رابطهء مخصوص ميان شوهر با زن خويش است .
شوهر چيزى دربارهء زن خود كشف مىكند كه كشف آن به وسيلهء ديگران ممكن نيست ، و اگر / 266 اسلام قانونى خاص براى اين رابطه وضع نكرده بود ، بيگمان خانوادهها به سبب فقدان چيزى كه رابطهء شوهر را با زنش در حالت تهمت زنا و قذف تنظيم كند ، از بين مىرفتند و نابود مىشدند .
از اين رو پس روند قرآنى متوجّه قضيّهء مهمّى مىشود كه همان مسئلهء « افك » است كه مورد نزول آن در اين مقطع قرآنى اختصاص به تهمت زنايى دارد كه بعضى افراد به همسر پيامبر ( ص ) ( ماريهء قبطى ) بنا بر يكى از اقوال ، وارد ساختند . روند آيات بر ضرورت متوقّف ساختن امثال چنين تهمتى كه در جامعه شيوع يافته و رويارويى در برابر كسى كه آن را مىآفريند يا رواجش مىدهند ، تأكيد مىكند . اين آيات حقايق زيرين را به ذهن وحى و القاء مىكنند :
اوّلا : ايراد تهمتها ، عادة از جانب افرادى صورت مىگيرد كه گردهم جمع مىشوند و قرآن آنها را « دار و دسته » مىنامد .
متشكّل شدن اين دارو دسته تجمّعى است طاغوتى ، كه در روابط خود بر ارزشهاى اسلامى تكيه نمىكنند ، زيرا آنها تهمتهايى باطل و بىاساس را مىآفرينند و اخبارى دروغين را به هم مىبافند و افترا مىزنند ، و مانند افعى كه زهر خود را به درون بدن قربانى خود مىدمد ، آن اكاذيب را در جامعه پخش و منتشر مىكنند .
ثانيا : اين كه جامعهء صالح آن اجتماعى است كه بر ضدّ اين تهمتها مصون
تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 265
مساهمون: احمد آرام
ص٢٦٥